رفت و در خدمت فريدون بيگ افشار متخلص به مينا به تحصيل همت گماشت .
« منشى » سرگذشت ايام جوانى خود را به سال 1266 ق . در منظومهيى به نام « غنچهزار » - 1266 كه خود ماده تاريخ پايان كتاب است به نظم درآورده است .
صاحب « المآثر و الآثار » او را از افاضل خطّهء اروميه معرفى كرده مىنويسد : « شعر را فصيح و مليح مىساخت . . . » در ساختن ماده تاريخ نيز مهارت داشت .
وى با سنگلاخ خراسانى معاصر و معاشر بوده و از او به نيكى ياد كرده است منشى در تاريخ 1286 ه ق . ديده از جهان فروبست از اوست :
نه همين بستهء زلف منم اى ماه دلآرا * كه در اين سلسله شد سلسلهها خويشتنآرا
رشكم آيد كه برم نام بخارا و سمرقند * كه تو را يكسر موبه ز سمرقند و بخارا
( المآثر و الآثار ، ص 222 - مواد التواريخ ، ص 193 - بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 315 - 319 )
نيمتاج سلماسى
نيمتاج خاكپور سلماسى ، يكى از بانوان شجاع و وطندوست و از شاعران نامدار كشور در قرن چهاردهم مىباشد . وى فرزند يوسف لكستانى و از خاندانهاى بنام آن حدود بود .
تحصيلاتش تا يازدهم دبيرستان بود و به زبانهاى انگليسى و عربى نيز آشنايى داشت . اين بانو طبع موزونى داشته و در اشعارش مضامين لطيفى آورده است . هنگام شورش آشوريان در آذربايجان كه در سال 1337 ه ق . روى داد ، قطعهاى بنام « كاوه » ساخته كه فوقالعاده مؤثر و مهيج بود در اين شورش حتى قوم و خويشهاى اين بانو را هم كشتند . نيمتاج سلماسى در ساختن اين قطعه ، مردم را تشويق به مبارزه عليه اخلالگران و آشوبطلبان كرد ، اشعار اين بانوى شجاع مردم را طورى به هيجان آورد كه متصوّر نبود و كار به جايى رسيد كه مردم جان به كف ، ريشه فساد را كندند .
وى بسال 1380 هجرى قمرى درگذشته است . نمونهاى از اشعار او كه بيانگر طبع بلند وى مىباشد . ذيلا نقل مىشود .