پيش عفوش قلت تقصير ما ، تقصير ماست * جرم بىاندازه مىخواهد عطاى بىحساب
* * *
كروبيان چو نالهء من گوش مىكنند * تسبيح ذكر خويش فراموش مىكنند
« كامل » زبان ببند كه خاصان بزم خاص * عرض مراد از لب خاموش مىكنند
* * *
تا رسيدم جان فدا كردم به پيش شاه عشق * شكر للّه برنگشتم زنده از درگاه عشق
اى صبا از من به اسماعيل پيغمبر بگوى * زنده برگشته است هرگز كس ز قربانگاه عشق
رباعى :
افراد جهان كىاند ؟ معدودى چند * معدود به گرد عدمآلودى چند
چون صورت آيينه ندارند وجود * هستند همه نمود بىبودى چند
اى فرع وجود تو وجود همهكس * مرات نمود تو نمود همهكس
چون ديد كه بود توست بود همهكس * ديوانه دلم كرد سجود همهكس
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 260 - رياض العارفين ، ص 388 - 389 - شمع انجمن ، ص 400 - 401 - تذكرهء ميخانه ، ص 705 - 706 - دانشمندان آذربايجان ، ص 312 )
كريم الدّين خلخالى
كريم الدّين ابو القاسم فرزند محمد فرزند عبد الرحمن صوفى خلخالى . به نوشتهء ابن فوطى در تلخيص مجمع الآداب فى معجم الالقاب مردى نيك محضر و سخنآرا بوده ، سفر بسيار نموده ، از اوست :
ما ضاقت الارض على راغب * فى طلب الرزق و لا راهب
بل ضاقت الدنيا على صابر * اصبح يشكو جفوة الحاجب
( مختصرى از تاريخ و جغرافياى خلخال )