تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
پيش عفوش قلت تقصير ما ، تقصير ماست * جرم بىاندازه مىخواهد عطاى بىحساب
* * *
كروبيان چو نالهء من گوش مىكنند * تسبيح ذكر خويش فراموش مىكنند « كامل » زبان ببند كه خاصان بزم خاص * عرض مراد از لب خاموش مىكنند
* * *
تا رسيدم جان فدا كردم به پيش شاه عشق * شكر للّه برنگشتم زنده از درگاه عشق اى صبا از من به اسماعيل پيغمبر بگوى * زنده برگشته است هرگز كس ز قربانگاه عشق
رباعى :
افراد جهان كىاند ؟ معدودى چند * معدود به گرد عدم‌آلودى چند چون صورت آيينه ندارند وجود * هستند همه نمود بىبودى چند اى فرع وجود تو وجود همه‌كس * مرات نمود تو نمود همه‌كس چون ديد كه بود توست بود همه‌كس * ديوانه دلم كرد سجود همه‌كس
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 260 - رياض العارفين ، ص 388 - 389 - شمع انجمن ، ص 400 - 401 - تذكرهء ميخانه ، ص 705 - 706 - دانشمندان آذربايجان ، ص 312 )

كريم الدّين خلخالى

كريم الدّين ابو القاسم فرزند محمد فرزند عبد الرحمن صوفى خلخالى . به نوشتهء ابن فوطى در تلخيص مجمع الآداب فى معجم الالقاب مردى نيك محضر و سخن‌آرا بوده ، سفر بسيار نموده ، از اوست :
ما ضاقت الارض على راغب * فى طلب الرزق و لا راهب بل ضاقت الدنيا على صابر * اصبح يشكو جفوة الحاجب
( مختصرى از تاريخ و جغرافياى خلخال )