باز آى و باز ده به من آرامى * اى نشئهبخش جان تبهكارم
آسودهام كن از غم ناكامى * تا با خيال وصل تو بيدارم
* * *
اى ديدگان روشن افلاكى * بر خاكدان تيره چه مىجوئيد ؟
بر گرد تو ده هستهء ناپاكى * چند اين ره سپرده ز سر پوئيد ؟
هستى گذشت و ماند تهيدستى * بر رنج من به قهقهه خنديديد
پيمانهء شكستهء بدمستى * در بزم من بخيره فزون ديديد
آهنگ سفر
از كوى يار عزم سفر كردم * عمرى به پاى عشق هدر كردم
بينم مگر كه روى سعادت را * با خدعه و فريب تو سر كردم
عمرى بجز دروغ بنشنيدم * رخ راز كيمياى تو زر كردم
اشكم حديث راز نهان مىگفت * بر هرزه راز خويش سمر كردم
* * *
پنداشتم كه يار سر يارى است * با من هواى دوست به دلدارى است
افسوس شيوههاى تو سنجيدم * چون راه و رسم مردم بازارى است
زيبائى برون تو حيرتزاست * افسوس باطن تو از آن عارى است
در اندرون تيره آن سينه * سير اميد عشق بدشوارى است
* * *
مهرت دروغ و عشق تو افسون است * از خدعههاى ريب تو دل خون است
سنجيدهام ز دهر فسونكارى * افسون خدعههاى تو افزون است
از زهر كيد و مكر تو جان فرسود * از حد و حصر مكر تو بيرون است
پستى گرفت جان من از كيدت * حال درون تيرهء تو چون است ؟
* * *
دل خون شده است و مىروم از كويت * مرگ دل است ترك سر مويت
آوخ بخيره عمر تبه كردم * در عشوههاى آن دل بدخويت
خونين دلم ز تيرگى قلبت * در حيرتم ز روشنى رويت