تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
جامهء ماتميان خلعت نوروز من است * مايهء بزم و طرب بخت بدآموز من است
( مجالس النفائس ، ص 301 الذريعة ، ج ، 9 ، ص 1273 )

وقوعى تبريزى

محمد شريف متخلص به « وقوعى » فرزند مولانا حدادى از سخنوران معروف سدهء دهم ه ق و از معاصران تقى كاشى است . در « مكتب وقوع » قول مؤلف خلاصة الاشعار چنين نقل شده است : « مولانا وقوعى اسم اصلى وى محمد شريف است ، و از شعراى تازه است ، و زبان وقوع را نيكو تتبع نموده ، و ارباب طبع را با او گوشهء خاطرى بوده ، جمعى كه به صحبت وى رسيده‌اند . مىگويند مردى است درويش نفس و متواضع و به حسن خلق موصوف ، و به سرعت فهم وجودت طبيعت در ميان شعراى آنجا معروف ، به وفور فصاحت و بلاغت محلى است ، و از معايب و خبايث كه جبلى شعر است معرا ، و در شعر و غزل از اقران خود ممتاز و مستثنى است ، و در طرز وقوع و زبان حال بهتر و فصيح‌تر از امثال و اكفا ، و از شعرايى كه در آن نواحى تازه در عرصهء سخنورى قدم نهاده‌اند ، هيچيك به درستى طبيعت وى نيستند ، و غزل ديگران به سلاست و هموارى غزل مشار اليه نى ، چه در كشف حالات عشق و نكات معشوقى زبانى شافى و بيانى وافى دارد . و قصيده‌اش نيز بد نيست . و قصيده‌يى كه از براى گرگ گفته مشهور است ، و بر السنه و افواه خوش‌طبعان مذكور ، و اين اشعار از نتايج طبع آن جناب است كه به اين كمينه رسيده و جهت يادگار در اين خلاصهء دلگشا ثبت گرديده . . . » . امين احمد رازى مىنويسد : « وقوعى ولد حدادى است ، كه به پتك نطق امثال و اقران را چون سبيكهء صرافان پى سپر خود داشتى ، و وقوعى پس از كسب كمال سر در جهان نهاده ، هر روز خورشيدسان به ولايتى فرومىرفت و هر شب قمرآسا از افق شهرى سر برمىآورد . تا به عتبات عاليات رسيد ، و ناقهء اقامت را در آن خاك به زانو درآورده جاروب‌كشى عتبهء عليه ابا عبد اللّه الحسين را سلام اللّه عليه اختيار نمود . و در آن‌وقت قصيدهء ره‌آوردى گفته بود كه مطلعش اين است :