تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
دل در خم دو زلفت بىتاب تا نگردد * بر يكديگر مده تاب آن زلف خم به خم را بهرام چون ببردى سوى دهان او راه * بهتر كه پيش‌گيرى زين پس ره عدم را
* * *
اى شاه زمين دور زمان بىتو مباد * در دهر زمن نام و نشان بىتو مباد مقصود جهان تويى جهان بىتو مباد * آسايش جان ز توست جان بىتو مباد
* * *
افسوس كه در خيال و خوابيم همه * سرگشتهء راه ناصوابيم همه در پردهء ظلمتِ حجابيم همه * از شومىِ نفس در عذابيم همه
* * *
بهرام در اين سراچهء پرشروشور * تا كى به حيات خويش باشى مغرور كرده‌ست در اين باديه صياد اجل * در هر قدمى هزار بهرام به گور
مؤلف روز روشن نام او را ملا ظهير الدّين قيد كرده و نوشته است كه از شعراى شيوابيان اردبيل بوده . و سه بيت ذيل را به نام او آورده است :
زلف تو مىكند نهان آن رخ همچو روز را * شام بلى نهان كند مهر جهان‌فروز را
* * *
نيارد گر برون از كنج لب گاهى زبانش را * سر مويى نيابد هيچ‌كس راه دهانش را دهد تا را هم اندر كوى آن مهپاره « بهرامى » * شبى صد بار بوسم دست و پاى پاسبانش را
( تحفهء سامى ، ص 11 - 12 - روضة السلاطين ، ص 71 ) مجمع الخواص ، ص 22 - آتشكدهء آذر ، ص 14 - نتايج الافكار ، ص 100 - 101 - پيدايش خط و خطاطان ، 148 - دانشمندان آذربايجان ، ص 72 - 73 ) روز روشن ، ص 108 )

تزريقى اردبيلى

از شعراى قرن دهم هجريست در شماخى به دلالى روزگار مىگذرانيده و شعرهاى بىمزه مىگفته . از اوست :
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 11 | عزيز دولت آبادى