تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
قدردانى و پاس حقوق آشنائى بىنظير و امروز از ادباى صافىضمير است و سخنانش خالى از تاثير نيست » . وفات وى بنا به تصريح مؤلف وقايع الايام و يادداشت فرزندش محمد شيخ الاسلام در پنجم رجب سال 1268 در طسوج اتفاق افتاد جسد وى به كربلا نقل و در همان‌جا دفن شد . از او ديوان اشعارى شامل غزل ، قصيده ، مخمس و اثر منظوم ديگرى به نام « شعله » به يادگار مانده است . دو مجموعه هم به خط خود اشرف در پيش آقاى احمد اشرفى طسوجى هست ، يكى مجموعه‌يى است در 190 صفحه به قطع ( 5 / 7 * 12 ) و ديگرى در 720 صفحه به قطع ( 5 / 15 * 21 ) ، 659 صفحهء اول اين مجموعه برگزيده اشعار شاعران پيشين ، و از صفحه 660 - 720 اشعار خود اشرف است « 1 » نمونه‌يى از غزليات اوست :
پرده از رخ برنيفكنده‌ست جانانم هنوز * اى فلك از پردهء تن برمكش جانم هنوز در ازل تيرى ز شست ترك مستى خورده‌ام * زخمىِ حسرت‌كش آن تير و پيكانم هنوز پرتو حسن ازل را مظهرى در كار بود * ز آن سبب محو جمال ماه‌رويانم هنوز شهرهء شهرم به رندى با وجود اينكه نيست * هيچ‌كس را آگهى از راز پنهانم هنوز گر به زعم ديگران بر هر زبانم آشنا * در زبان عاشقى طفل دبستانم هنوز با كمال معرفت در مسلك سير و سلوك * پيش ادنى سالكى در عين نقصانم هنوز جذبهء شوقم نگر « اشرف » كه در عين وصال * طالب ديدار يار و وصل جانانم هنوز
* * *
مشعلهء عشق برافروختم * آه كز افروخته‌ام سوختم جز الف قامت آن سرو ناز * از سبق عشق نياموختم گر جگرم تيغ دو صد كرد * باز به تير تو به هم دوختم ترك من از من به يكى غمزه برد * هرچه به يك‌عمر خود اندوختم از كه كنم شكوه من « اشرف » كه من * شمع‌صفت ز آتش خود سوختم
از رباعيات اوست :
اين سنبل تر سنبل مويى بوده‌ست * اين صفحهء گل صفحهء رويى بوده‌ست
هامش
( 1 ) - ر ك ، آثار باستانى آذربايجان ، ص 549 .