تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

والى افشار

ميرزا على خان فرزند ميرزا مصطفى خان بهاء الملك بود در خط شكسته و تحرير و فن انشاء و مكاتيب ، رتبهء بلندى داشت به سال 1338 هجرى قمرى فوت كرد . « محيط » در ماده تاريخ فوتش گفت :
سر سركردگان ، دانشور فرزانهء دوران * هنرمند يگانه صاحب سيف و قلم « والى » ز دنيا بار رحلت بست ، سوى عالم عقبى * ز كالاى ادب گرديد بازار جهان خالى محيط از بهر تاريخش چنين آورده در دفتر * « كمال و حلم و دانش را ولايت ماند بىوالى »
( 1338 ) مرحوم والى طبع شعر نيز داشت . در استقبال غزلى از شيخ سعدى گويد :
سبزهء جنت فردوسم و اين شبنم از اوست * خورده‌ام آب ز جويى كه گل آدم از اوست هدهد خوش‌خبرم ، خانهء بلقيس كجاست * از سليمان خبر آوردم و اين خاتم از اوست
( بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، ص 337 - 338 )

وقار

در دورهء ناصر الدّين شاه قاجار ( 1264 - 1313 ق . ) مىزيست خط نيكو مىنوشت و طبعش از انواع شعر بيشتر به قصيده مايل بود اين مطالع از اوست :
هزار شكر كه ايام نوبهار آمد * زمان عيش حريفان مىگسار آمد
* * *
نگار من به رخ افكنده زلف افشان را * گرفته ابر سيه آفتاب رخشان را
* * *