تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
باز شورت هست در سر ، اى نگار گل‌عذار * ترسمت ما را ز عشق خود كنى ديوانه‌وار
( بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، ص 376 - 380 )

هشيار افشار

ميرزا كريم صنيع السلطنه فرزند ميرزا مصطفى خان بهاء الملك افشار بود و هشيار تخلص مىكرد . در ساختن ماده تاريخ و صنايع زرگرى و ساعت‌سازى و هنر نقاشى مهارت داشت و تار را خوب مىنواخت در كتاب « بزرگان و سخن‌سرايان . . . » مسطور است كه وى در آغاز شورش شيخ عبيد اللّه به سال 1297 ه . ق . داد دلاورى داد و امتيازات نظامى كسب نمود و جريان اين شورش را به نظم كشيد . . . از اوست :
اى تار تنم ز زخمه آزردهء توست * چون غنچه دلم ز هجر خون كردهء توست اسرار من از پرده برون مىافتد * زان نغمهء دلكشى كه در پردهء توست
( بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، ص 250 - 252 )