تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
« محزون » بگو به « مخفى » دانا كه غم مخور * بادا بقاى تو كه سرآيد بقاى هجر
( بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، ص 257 - 258 )

محيط

حاجى ميرزا على اصغر متخلص به « محيط » فرزند حاج ميرزا على صدر الذاكرين متخلص به « واله » به سال 1251 ش . در اروميه تولد يافت . بذله‌گو بود . در ساختن ماده تاريخ مهارت داشت ، به زبان فارسى و عربى و تركى آذربايجانى شعر مىگفت به سال 1320 شمسى در زادگاهش روى در نقاب خاك كشيد . از اوست :
لب شيرين و شورانگيز تو اى ترك ترشيزى * كند از رشك كام قند را تلخ از شكرريزى كلاه فقر و فرش بوريا و گوشهء خلوت * به از تاج جم و تخت قباد و ملك پرويزى « محيط » از قول پير عقل مىگويد سخن چونان * جلال الدّين رومى از زبان شمس تبريزى
در تاريخ وفات فاضل شربيانى قصيدهء بلندى سروده است كه تمام مصاريع آن ماده تاريخ و سال 1322 ه . ق . را حاكى است به مطلع :
سحرگاهان بريدى با هزار انده رسيد از در * پر از درد و نوان و ناتوانى و پيام‌آور
( علماى معاصرين ، ص 82 - مواد التواريخ ، ص 22 ، 250 ، 434 بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، ص 272 - 279 )

محيى الدّين

محيى الدّين از مريدان مجد الاشراف بود ، از اوست :
بس شاكرم كه پيروِ قطب زمان شدم * كسب شرف نموده مهين و مهان شدم
( جلاليه ، ج 2 ، ص 368 )