« بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى » از ديوان خطى او كه مشتمل بر غزليات و يك مثنوى و ساقىنامه و دو تركيببند مىباشد . ياد كردهاند .
وى به تركى آذربايجانى هم شعر گفته است .
اين مطلع از اوست :
هركجا چهرهء گلرنگ برافروختهاند * خرمن طاقت ما غمزدگان سوختهاند
* * *
اى ترك خلخ ، اى بت روم ، اى نگار چين * اى سرو كشمر ، اى مه فرخار نازنين
( رضائيه : سرزمين زردشت ، ص 237 - بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 226 - 235 )
فتحى افشار
ميرزا عيسى افشار متخلص به « فتحى » از گويندگان نيمهء اول سدهء سيزدهم ه . ق . است .
نسخهيى از ديوانش در كتابخانهء عبد الحسين بيات به خط خود شاعر با يادداشتى دربارهء سراينده مورخ 1242 هست اين ديوان داراى 750 بيت غزل است و چنين شروع مىشود :
« حريمى را كه ره ندهند بر هر پادشاه آنجا » . . .
در كتاب « بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى » نيز از شاعرى به همين تخلص ياد شده است .
از لحاظ زمان زندگى و ساير خصوصيات محتمل است كه صاحب ترجمه همو باشد ، از اوست :
جاى امن است و فرحبخش سر كوى نگار * هركه رهيافت بدانجا ننهد پا به كنار
( فهرست نسخههاى خطى ، ج 3 ، ص 2460 - بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 237 - 238 )
فروردين
ميرزا ابو القاسم متخلص به فروردين از ادباى سدهء 14 اروميه مردى محترم بود به مطالعهء دواوين شعرا رغبت كامل داشت به سال 1315 شمسى در زادگاهش رخ در نقاب خاك كشيده غزلى به سبك طرزى افشار ساخته است به مطلع :