تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

مايل افشار

آخوند ملا اسماعيل ملقب به داروغهء راثى و متخلص به مايل از شاعران اواسط سدهء چهاردهم هجرى قمرى است . مقدارى از اشعار فارسى و تركى آذربايجانى او در جلاليه آمده از اوست :
خوانَدم گر به غلامىِّ در خود دلدار * به دوعالم ندهم بندگى آن دربار
( جلاليه ، ج 1 ، ص 153 ؛ ج 2 ، ص 369 )

مجد السلطنه افشار

از نويسندگان قرن اخير است با ميرزا عبد الرحيم طالبوف مراوده داشت . از تأليفاتش : « عشق ارغوانى » ، « طوق لعنت » و رمان انتقادى « ماشاءالله خانم » چاپ شده است او گاهى شعر هم مىگفت ، از اوست :
روز خوش من ز بعد مرگ بيايد * اى اجل خوش تو را چگونه بيابم مرگ كجايى كه جانم عزم تو دارد * گور كجايى كه سوى تو بشتابم
( بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، ص 54 - 55 )

محزون

عباس نام داشت با پيشهء بزازى امرار معاش مىكرد و چون بيشتر اشعارش در مراثى بود بدين سبب محزون تخلص مىكرد . به سال 1319 ه . ق . به زيارت حج مشرف شد در جواب تبريك‌نامهء شاعر معاصرش « مخفى » غزلى دارد كه چند بيت آن چنين است :
تا خواندم آن مقالهء حيرت‌فزاى هجر * از بندبند من چونى آمد نواى هجر يك چشمه زمزمى است اگر كوى كعبه را * صد چشمه زمزمى است روان در هواى هجر