ديشب به خواب ديدم آن شوخ مهلقا را * كردم سلام بر وى گفتم ايا نگارا . . .
چون عكس شمس رويش شد تابناك بر دل * ديدم به چشم خود من و الشمس و الضحى را
( جلاليه ، ج 2 ، ص 361 )
عاصى ارموى
سيد حسن مشهور به سيد آقا و متخلص به عاصى فرزند آقا مير هاشم ، از شاعران اوايل سدهء چهاردهم هجرى قمرى اروميه است .
وى به سال 1316 ق . رسالهيى در بيان شرح حال خود نوشته و قسمت عمدهء آن در مجموعهيى به وسيلهء شمس الدّين پرويزى بسال 1342 ش . چاپ شده است . عاصى مىنويسد : « خاكپاى فقراى حقهء اثنىعشريهء ذهبيه الحسن الحسينى المدعو به آقا پس از رسيدن به سن هفت و هشتسالگى بناى تعلّم و تدرس و تقدس گذاشته 35 سال حضرا و سفرا در مساجد و مدارس به تحصيل علوم رسميه و هميه و قيل و قال اشتغال داشته در نحو و صرف و معانى و بيان و اصول و فروع شافعيه و حنفيه و حكمت و كلام و رياضى به سرحد كمال رسيدم » . . .
عاصى طبعى موزون داشته و اشعارى به عربى و فارسى و تركى سروده است وى به سال 1326 ق . در اروميه رخ در نقاب خاك كشيده و گويا ديوانش در بلواى 1336 ه . ق . اروميه به غارت رفته است .
آثار او :
1 - مثنوى ذخيرة العباد
: عاصى در اين مثنوى مراتب عشق و سير و سلوك را با بيانى دلپذير به رشتهء نظم كشيده و گاهى براى اثبات نظرات عرفانى خود ابياتى از مثنوى مولوى شاهد آورده است . اين مثنوى در حدود 250 بيت است و نسخهء آن در مجموعهيى متعلق به كتابخانهء استاد محققى همراه اشعار عربى وى به خط ابو الفتح افشار مورخ 1305 ق . هست .