انجام :
« چه شد عهدى كه با ما بسته بودى * مرا ياد و ترا باشد فراموش »
خطبهء جلد دوم را محمد جعفر عرفان شوشترى نوشته و چنين آغاز مىشود :
« چمنطرازى كه رنگ رخسار گل تشنهء آبيارى فيض اوست ، بنام كدام الفاظ برشتهء معنى چهرهء ثنايش توان افروخت » .
ديباچهء مزبور در پايان جلد اول آمده و جلد دوم با ترجمهء مؤلف كه بقلم ميرزا اسماعيل شجاعى مظفرى شيرازى است چنين شروع مىشود :
« مرشد صومعهء مقال ، پير ميخانهء وجد و حال ، آيينهء چهره شناساى مردمك ديدهء بينايى . . . »
انجام :
« از ما متاب روى كزين خاك آستان * رفتيم آنچنانكه نبينى غبار ما »
نسخه :
كتابخانهء ملك بشمارهء 4325 دو جلد در يك مجلد .
دانشگاه لاهور ، فقط جلد اول كه متعلق بكتابخانهء پروفسور محمود شيرانى بوده و شرح آن در مجلهء اورينتل كالج ميگزين عدد مسلسل 88 ج 23 ش 2 فبرورى 1947 آمده است . اين نسخه با حافظ شروع شده و به حكيم ركنا ختم مىشود و شامل تراجم يكصد و پانزده شاعرست « 1 » .
هامش
( 1 ) - در مجلد دهم فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران نسخهيى از لطائف الخيال محمد صالح رضوى كه سفينهايست از اشعار 963 شاعر بشمارهء 2951 معرفى شده كه نظير آن در كتابخانهء مدرسهء سپهسالار به شماره 493 و كتابخانهء مجلس دو نسخه ( ش 3105 و 1170 ) و ملك ( ش 4325 ) هم هست ، و در آنجا نوشتهاند كه : « اصل لطائف الخيال از بقيهء پاورقى در صفحهء بعد