بود ، ظاهرا ازين راه او را نيز متهم بمهدويّت مىداشتند ، از تأليف او ظاهر مىگردد » انتهى ، ( ج 1 ص 12 - 14 )
از آثار ديگر اوست كه در منتخب التواريخ مذكور است :
ترجمهء اتهرين كه يكى از چهار كتاب مشهور اهل هندست در 983 ( ر ك :
2 / 212 ) و كتاب الاحاديث در فضيلت غزا و ثواب تيراندازى كه نام آن برابر با سال تأليف ( - 978 ) است و ذكر آن در ( 2 / 254 ) آمده است و تأليف دفتر اول از تاريخ الفى در 1002 ( 2 ، 318 و 393 ) ديگر نجات الرشيد مشتمل بر ايراد عيوب دل و آفات نفس كه نام آن برابر با سال تأليف است ( 2 / 208 ) ديگر انتخاب و تهذيب تاريخ كشمير ترجمهء ملا شاه محمد شاهآبادى از هندى ( سانسكريت ) به فارسى در 999 ( 2 / 374 ) ديگر ترجمهء ده جزو از كتاب معجم البلدان در 999 ( 2 / 375 ) .
عيب كار بدائونى درينست كه سنى متعصبى بوده و بيشتر نوشتههاى خود را باغراض مذهبى آلوده كرده و مثلا هرجا كه از ملا احمد تتوى مؤلف تاريخ الفى كه شيعه بوده نامى برده است صريحا بوى ناسزا گفته ، و بهترين قضاوتى كه در حق وى شده عبارتيست كه اكبر پادشاه به زبان آورده چنان كه خود مىنويسد : « و در نهم ماه رجب اين سال ( 1004 ) تحويل نوروزى واقع شد و سال چهلم از جلوس رسيد ، و مجلس آيينبندى بدستور سنوات سابق گذشت ، و پيش از تحويل به دو روز در ديوانخانهى عام و خاص از بالاى جهروكه « 1 » فقير را پيش طلبيدند و خطاب به شيخ ابو الفضل فرمودند كه : ما فلانى را ( كه عبارت از فقير باشد ) جوان فانى صوفى مشربى خيال مىكرديم ، اما او خود چنان فقيه متعصب ظاهر شد كه هيچ شمشيرى رگ گردن تعصب او را نتواند بريد » و اين بمناسبت حكايتى بود كه در رزمنامه ( - مهابهارت ) داخل كرده بود ، ر ك : ( 2 / 398 - 399 )
هامش
( 1 ) - جهروكه لفظ هنديست بمعنى غرفه « آنندراج »