نبود و حقير لاعلاج اسم چند نفرى را از آنجا نقل نكرده بودم ابدا قابل اينكه اسمش ذكر شود نبود ، اگرچه از جهتى كه اسباب تنبّه مردم باشد و بدانند كه بايد پا از اندازهء خود فراتر نكشيد ذكر مآل حالش نيز خوبست ، بههرحال آنچه خودش نوشته در رحم مادر بوده كه پدرش شيخ زين العابدين در اصفهان بدرود جهان نموده و بعد از ولادتش كه ذيحجهء سال هزار و دويست و بيست و چهار بوده و رسيدن بسن رشد و تميز در اصفهان تحصيل مقدمات نموده در اوايل جوانى با شيخ صالح برادرش كه حالش خواهد آمد به طهران رفته و در آنجا تحصيل ادبيّه كرده در زمرهء ادبا و شعرا خود را جاى داده و كمال فضلى كه از براى خود ثابت كرده نوشتن همان كتاب گنج شايگان است كه تصديق او بعهدهء ارباب بصيرتست . چون منزل نوّاب و الا شاهزاده اعتضاد - السلطنه عليقلى ميرزا محطّ رحال ارباب كمال بود ، وى نيز اواخر را در آنجا بار گشود ، و بتوسط ايشان هم در خدمت ميرزا آقا خان معروف و مأمور بنگارش گنج شايگان شد ، و در آن بين ديباچهنگار لقب يافت ، و چون يكى از وزراى آل سبكتكين مسمّى به طاهر و ملقب به ثقة الملك بوده ، بدين سر شد كه بعد از اتمام كتاب طلب لقب ثقة - الملكى كند كه خدايش زمان نداد ، بعلاوه آنچه بعد ذكر خواهد شد صاحب صفات رذيله و اخلاق ذميمه بوده ، بسيار ممسك و بخيل و حسود ، عجب و كبرى بىنهايت داشته و انصاف اينست كه سليقه هم نداشته يا از روى غرض اشعار خوب بسيارى را ننگاشته ، مگر در حق بعضى كه چاره نداشته ، در اين مقام فقير عذر باطنى از خود مىخواهم كه خيلى از اشعار منقوله از گنج شايگان را خوب ننوشتهام ، اگرچه شعر بد درين مجموعه بسيارست ، امّا آنچه منقول از كتاب اوست ، از كجسليقگى يا غرض اوست ، و آنچه از جاى ديگر ، از كمشعورى يا نديدن بهتر از آن ، از آن شاعر ، از جانب خود فقيرست ، بعلاوه بسيارى از معارف شعرا را كه براى ميرزا آقا خان مدايح گفته حضورا خوانده يا از بلاد ديگر فرستادهاند ، ترك كرده و كليّة مقصودش از نگارش آن كتاب اظهار هنر خود بوده نه بقاى نام معاصران .
حكايتى غريب از كمال بخل او مسموع شد ، و اينست كه با ميرزا مهدى
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٧٥