تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
در 582 صفحه به خط نستعليق محمد حسين بحرانى با قطع رحلى بطبع سنگى رسيده و از چاپهاى زيباى دورهء قاجارست . بعد از ترجمهء مؤلف ( ص 578 ) راقم كتاب كه همان بحرانى سابق الذكر باشد شرح حال خود را بر ان افزوده و غزلى را كه مختومست بمدح ميرزا آقا خان در دنبال آن آورده ، سپس قصيده‌يى را كه ميرزا ابراهيم مشترى در ستايش‌نامه و نامه‌نگار سروده است مندرج ساخته .

روش نگارش :

مؤلف در لفاظى و عبارت‌پردازى چندان افراط كرده كه ترجمهء حال را تحت الشعاع قرار داده است . سطور ذيل نموداريست از سرآغاز يك ترجمه : « يزدانى : هو البدر الزّاهر و البحر الزّاخر ، اصل الحكمة و قانون الادب ميرزا عبد الوهاب خان شيرازى حكيمى است فاضل و دانشورى كامل ، شاعريست خبير و دبيرى بصير ، بدانسان كه اگر جوهريان رستهء تميز و مشتريان گوهر ادراك ، كه راصدين درجات عوالم عقل و خيال ، و مجسطىگشايان مناظر دانش و كمال‌اند ، از هنگام مجاورت ساحل درياى مغرب عدم كه جزاير ارحام است ، بپايمردى پرگار پركار نظر طول و عرض كرهء ارض را بپيمايند ، نظيرش را در معشر بشر از فضل و علم و تقوى و حلم و فراست و دها و فطانت و ذكا و طلاقت لسان و سلاست بيان و اسلوب انشاد و انشاء و بدائع اغراق و اطراء نبينند و نيابند . . . » ( ص 2 ) و باشعار عربى زياد تمثل جسته است .

ترجمهء مؤلف :

در مجمع الفصحا ( ج 2 ص 246 ) تاريخ ولادت شعرى 1224 و تاريخ فوتش بغلط 1270 ضبط شده و ميرزا احمد ديوان‌بيگى ترجمه‌اش را چنين بقلم آورده است : شعرى اصفهانى - اسمش ظاهرا طاهرست ، در اصفهان منسوبان شيخش مىگفتند و مردم ميرزا ، و خودش در گنج شايگان دعوى مىكند كه نسبم به شيخ زاهد گيلانى مىرسد ، و حال آنكه چه فخرست ، مجملا اينكه اگر صاحب تأليف تذكرهء مذكوره