آن كتاب افادتمآب در محفل دانايان و دانشوران مذكور ، از اشعار اوست :
نظر به بىكسيم كن كه قطرهء آبى * بكام من ندهد كس به غير چشم ترم
تاريخ فوتش ازين مصراع مستفاد مىگردد : « مير صالح برفت از عالم - 1060 »
ديگر :
« و برادرش ميرمؤمن عرشى تخلص ، بعلم و فقر مهارت تمام داشت ، و خط نستعليق چند صفحه بتقليد خط ملا مير على بنامش نوشته به شاه شجاع گذرانيده ، و شاه شجاع بامعان نظر اهل آن هنر خط ملا تصور كرده دو هزار روپيه انعام فرموده ، بعد از آن مير ظاهر ساخت كه خط منست ، شاه شجاع بسيار پسنديده ، زياده بر تحقيق سنجيده از روى مهربانى هزار روپيه و سراپا بر آن افزود ، مير عرفانپذير از مشرب علم تصوف ترزبان بود ، و اوايل حال بوجد و سماع نيز ميلان داشت ، و در عهد اعليحضرت فردوس آشيانى سليمان شكوه را تعليم خط مىداد ، درين اوان جمعيت نشان بوظيفهيى از سركار جهانمدار اعظم مظهر آفريدگار منعم موظف بوده اوقات بقناعت مىگذرانيد ، در سنهء يكهزار و نود و يك كه سنين عمرش بنود رسيده بود برحمت حق پيوست ، عزيزى تاريخ فوتش » سيد عرشيان امير مؤمن - 1091 » يافته ، از اشعار اوست :
گشاد غنچه اگر از نسيم گلزار است * كليد قفل دل ما تبسم يارست
بيا به چشم تر ما جمال خويش ببين * كه همچو آينه و آب راستگفتارست
* * *
به چشم خويش نگر گر دل تو آگاهست * كه اين دريچه گذرگاه جلوه شاهست