قطعه
سر اكابر آفاق مير نور اللّه * سپهر فضل و وحيد زمانه پاكسرشت
بنيمهء شب بيست و شش از ربيع اخير * ازين خرابه روان شد بسوى قصر بهشت
چو دل ز فكر طلب كرد سال تاريخش * خرد بصفحهء دهر « افضل العباد » نوشت
1019
همو آورده از پسرش مير سيد شريف كه در رثاء پدر گفته :
رباعى
گر خون تو ريخت خصم بدگوهر تو * شد خون تو سرخرويى محشر تو
سوزد دل از آنكه كشته گشتى و چو شمع * جز دشمن تو نبود كس بر سر تو
ملا عبد القادر بدائونى حنفى مذهب در منتخب التواريخ ( ج 3 ص 137 ) كه بسال 1004 تأليف يافته شرحى در ترجمهء قاضى بتعريف و تعريض او آورده كه اينست :
« قاضى نور اللّه شوشترى اگرچه شيعىمذهب است ، اما بسيار بصفت نصفت و عدالت و نيكنفسى و حيا و تقوى و عفاف و اوصاف اشراف موصوفست ، و بعلم و حلم و جودت فهم و حدت طبع و صفاى قريحه و ذكاء مشهورست ، صاحب تصانيف لايقه است توقيعى بر تفسير مهمل شيخ فيضى « 1 » نوشته كه از حيّز تعريف و توصيف
هامش
( 1 ) - بدائونى عبارت تفسير مهمل را به دو معنى آورده است . نخست آنكه چون تفسير مزبور بىنقطه و موسوم به سواطع الالهام است ، مهمل را در مقابل معجم نشانده ، و ديگر آنكه معنى اصطلاحى كلمهء مهمل را منظور نظر داشته ، چه وى با فيضى مخالف بوده است .