كه از استادان بدايعنگار اين فن بود افتاد ، و طريق تعليم و نزاكت و مزه خط را ازو فراگرفته .
در ايام جوانى نزاكت قلم و حسن خطش بمرتبه كمال رسيد ، و چون محرّف نويس بود ، در اواخر عمر بسبب ضعف باصره ترك مشق كرده بود ، معتقد شيوهء مولانا سلطان على مشهدى گرديد ، و خط او را سرمشق مولانا مير على و ساير خوشنويسان اين فن مىدانست ، و از ساير كمالاتش يكى ديگر تتبع آثار سلف و پيروى ارباب سير بود ، و سالها بر اشعار و دواوين متقدمين و متأخرين گرديده تذكرهيى مشتمل بر احوال شعراى روزگار تأليف نمود ، و بذل جهدش درين باب بجايى رسيد كه اگر از كسى مصرعى موزون سرزد ، در آن تذكره صاحب نام و نشان گرديد ، و با آنكه روزگار سعادت آثارش صرف آن كار شد ، اما چنانچه دلخواه او بود بشيرازهء اتمام نرسيد و همچنين در فن موسيقى و علم ادوار يگانهء روزگار و در زمان فرخنده نشان خاقان علّيّين آشيان نظر تربيت و عنايت شاهزادهء كامگار سلطان حمزه ميرزا و از جملهء مخصوصان و مقرّبان آن والاتبار بود ، و چون اورنگ جهانستانى بجلوس همايون نواب گيتىستان فردوس مكان پايهء آسمان گرفت ، كوكب طالع خدمتش بيشتر از پيشتر عارج معارج درجات صعود بود ، تا در بعضى اسفار خير آثار خراسان بجهان جاويدان نقل مكان نمود » .
همين ترجمه را در عالمآراى عباسى ، ج 1 ص 171 ملاحظه كنيد .
و در ترجمهء صادقى كتابدار مىنويسد :
« ديگر از استادان نادره كار صادقىبيگ افشار بود كه كلك بدائع نگارش همين چهرهپرداز صور بىمثالى نبود ، بلكه خامهء بلاغت آثارش بنظم اشعار آبدار صحايف روزگار را گلريزان مىنمود ، و صادقى تخلص وى بود .
در آغاز بهار جوانى و ريعان ازهار گلزار شباب هواى سير گلزار هميشه بهار صورتنگارى و نقاشى خدمتش را سرگرم شاگردى استاد مظفر على و ملازم شبانروزى
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 621
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٢١