مانند رباط سر ره بزم كريمان * دايم پر و خاليست ز آمد شد مهمان »
« تذكرهء نصرآبادى ، ص 82 »
و در تذكرهء روز روشن ( ص 748 ) اين رباعى از وى درج شده است :
تا درنگرى نه سرو ماندست نه بيد * نى خارستان و نى گلستان اميد
دهقان فلك خرمن عمر ما را * مىپيمايد بكيل ماه و خورشيد
نمونهء تراجم :
مير صدر الدّين محمد قاضى جهانى
محمد يوسف واله در مجلس ششم از حديقهء دوم از روضهء هشتم تاريخ خلد برين كه اختصاص بذكر خوشنويسان زمان شاهطهماسب صفوى دارد ترجمهء او را چنين بقلم آورده است :
« ديگر مير صدر الدّين محمد قاضى جهانى ، هرچند مناسب آن بود كه گوهر اسم سامى اين سيد گرامى بالآلى اسامى سادات عالىدرجات در يك درج بآبورنگ تمامى رسد . اما بنا بر رعايت مزيد فضل و افضال و وفور استعداد و كمال اين سيد ستوده خصال و تحلّى بحليه گوهرنگارى خط نستعليق چنانچه اسم سامى برادرش مير روح اللّه ازين راه در سلك اسامى اطبا انسلاك يافت ، نام نامى وى نيز بالانشين بزم اسامى خوشنويسان گرديد ، بالجمله اين تازهنهال گلستان كمال از جويبار حيات ميرزا اشرف خلف قاضى جهان سيفى حسنى قزوينى كه جلالت ذات و كرائم صفاتش از شرح و بيان مستغنى است بالا كشيده و با ثمار انواع كمالات صورى و معنوى كه يكى از آن فرمانفرمايى قلمرو حسن خط است فايز گرديده . در بدايت حال كه بريد كلك گهر سلكش سواد اعظم مداد بنياد نهاد ، بدام شاگردى مولانا مالك ديلمى قزوينى