نمود ، و دوازده سال از بدايت شروع در تدوين اين مجلدات خمسه گذشت ، تا اتمام آن در عشر اول شهر رجب المرجب سنهء 999 كه شاهعباس متوجه خراسان شد صورت گرفت ، و آن را بنام شاه مزبور موشح گردانيد .
آغاز :
« اى مالك ملك دل ارباب يقين * در ملك تو شاهان جهان خاكنشين
انجام :
« آوازهء نوبتت به هرجا برساد * ليكن مرساد نوبت از تو به كسى »
نسخه :
صاحب الذريعة نوشته است كه نسخهيى ازين كتاب در كتابخانهء شخصى استاد سعيد نفيسى وجود دارد . نسخهء خيلى خوب و نسبة كم غلطى كه بنده از آن استفاده كردهام متعلق است بدوست دانشمندم آقاى دكتر مهدى بيانى رئيس كتابخانهء سلطنتى بقطع 3 / 25 17 سانتيمتر در پانصد و شصت و سه برگ ، هر صفحه 19 سطر جلد ميشن عنابى ضربى و گلدار كار تركيه ، خط نستعليق ، كاغذ شكرى آهار مهره دار ، تاريخ تحرير صفر 1050 ، كاتب ابو على دامغانى « 1 » .
هامش
( 1 ) - شگفتا كه از همين ابو على دامغانى نسخهء ديگرى در دستست كه تاريخ آن همان صفر 1050 هجرى است ، با اين تفاوت كه در آن نسخه پانزده مطلب اضافه بر نسخهء مرحوم دكتر بيانى است ، يعنى شامل وقايع سال پنجم و آغاز سال ششم سلطنت شاهعباس نيز هست ( - از نوروز توشقانئيل روز پنجشنبه 25 جمادى الاولى سنهء 999 تا نوروز ديگر جمعه ششم جمادى الآخرهء لوىئيل « بعضها الف و بعضها احدى و الف » ) و به اين عبارت ناتمام پايان مىپذيرد : « و حكايت گيلان و بندوبست آن ديار را بواجبى خاطرنشان همايون نموده و رفتن مير حسام الدّين بروم » ( انتهى ) .
كه مربوط به قضاياى خان احمد گيلانى است و كفران نعمت كردنش و فرستادن بقيهء حاشيه در صفحهء بعد