و آنچه در باب فصاحت و بلاغت بقلم آورده است بالغ بر پنجاه و نه صفحه مىشود ، كه متضمن شواهدى از نظم و نثر تازيست ، آنگاه مىنويسد :
« از ايام جاهليّت الى الآن كه فصحا و بلغا و ادبا زيب محفل جهان و زينت ديوان نكتهسنجان شدهاند ، از ابتدا الى انتها خواه تازى خواه درى از هر عصر و اوان را سه نفر سه نفر مذكور كنيم » .
درينجا نخست بذكر شعراى عرب پرداخته و در دنبال آن شعراى فارسىگوى را آورده است :
« اما شعراى عجم را باز سه نفر سه نفر ذكر كنيم ، بدينطريق : ابو الحسن رودكى از شعراى آل سامان كه بكليد زبان در گنج نظم گشوده اول شاعريست كه از گفتن شعر بسيار و معانى بيشمار در مدح و تشبيب و بهاريه و خزانيه و خمريّه و غيره شيوهء سحرپردازى ظاهر نموده ، اشعار او را سيصد هزار نوشتهاند ، اعمى مادرزاد و اعجوبهء دهر كهن بنياد بوده ، و اسدى طوسى و استاد ابو القاسم فردوسى كه پيشش جملگى را خاكبوسيست ، و او شاگرد اسدى بوده ( ؟ ! ) سه نفر غالبا در زمان ايشان [ از قلم افتاده ] باز سه نفر كه يكى عنصرى بلخى و فرخى سيستانى و غضائرى رازى است و در عصر ايشان نيز شعراى بليغبيان چند تن بودهاند : بندار رازى و عسجدى و فضل بن عباس و آغاجى سمرقندى و غيرهم ( ؟ ! ) ، و بعد از ايشان باز سه تن : ابو الفرج رونى ، استاد انورى و مسعود سعد جرجانى ( ؟ ! ) و انورى ابيورديست ، كه در قصيده و قطعه و حسن لفظ و معنى سرآمد تمامت شعراى معنىآرا بوده ، و نظراى ايشان : سنايى و عثمان مختارى و اديب صابر و اشرفى سمرقندى و رشيد وطواط و ازرقى هروى و عمعق بخارايى است ، و حكيم سوزنى و رشيدى سمرقندى از اينها پستتر بودهاند ، و عبد الواسع جبلى غرجستانى و سيد حسن غزنوى و لامعى جرجانى و حكيم ناصر خسرو علوى كه از شعراى مشهور و فقير به طرز كلام او اعتقادى كامل دارد ، و او را كم از حكيم سنايى نمىداند ، بلكه پختگى و ملاحت كلام او را با سنايى برابر مىداند . . . الخ »
و پس از اين طبقهبندى نامتناسب و اشتباهات تاريخى كه مرتكب شده است ،
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 592
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٥٩٢