ولى ازبس نثر كتاب ساختگى و پيچيده است قابل استفاده نيست . مثلا در احوال خواجه مير على تبريزى آورده است كه :
« . . . و اگر خواهم آنچه از قطعات بىارد و درند و مرقعات خنيده و دلپسند آن سادنيك نهاد كه در سمير سير و سياحت اقاليم به نظر من بندهء صاحب اسّ سليم سنگلاخ بىاوبار كه دربهدر هر ديس است و ديار ، رسيده بر متّه بنگارم و برشتهء ترقيم و ترشيم دركشم ، هرآينه سخن بدرازا و ديرباز خواهد كشيد ، لهذا از بابت اختصار و خش و شروع بدرند قطعهءاند ، از وشان كه الفاظ با درنگينهاى رنگينشان شهى و شيرينتر از كلام دلدارست ، و مضامين دلنشين آنها آبدارتر از لؤلؤ شاهوار كرده آمد » .
ترجمهء مختصرى از سنگلاخ در ذيل تذكرهء خوشنويسان تأليف ميرزا هدايت اللّه كاشى مسطورست . براى اطلاع بيشتر ، ر ك : طرائق الحقائق ، ج 3 ص 215 - 216 .
تذكرهء خوشنويسان تأليف غلام محمد هفت قلمى دهلوى در نيمهء اول قرن سيزدهم
مؤلف درين تأليف بتذكرهء گلستان هنر نظر داشته ، و تا آنجا كه قاضى احمد بقلم آورده بوده بدون ذكر مأخذ نقل كرده ، و از آن ببعد تراجم خوشنويسان تا زمان تأليف را از منابع ديگر جمعآورى كرده است .
اين تذكره با مقدمه و حواشى و تصحيح محمد هدايت حسين مدرّس زبان عربى و فارسى در كالج كلكته از طرف ايشياتك سوسايتى بنگاله بسال 1328 ه . ق . در بنگاله بقطع رقعى در 131 صفحه با 39 صفحه فهرست اسامى در آغاز كتاب و 4 صفحه مقدمه بانگليسى در آخر بطبع سربى رسيده است .
تذكرهء خوشنويسان شامل تراجم عدهء زيادى از شعرا و بزرگان و دانشمندانيست كه به خوشنويسى اشتهارى ندارند ، مانند : سيد ذو الفقار شروانى ( ص 36 ) ، همام تبريزى