( ص 36 ) ، سيف الدّين اسفرنگى ( ص 37 ) ، خواجه نصير الدّين طوسى ( ص 37 ) ، عبيد زاكانى ( ص 39 ) ، خواجه نظام الملك ( ص 37 ) ، ملك معزّ الدّين محمد غورى ( ص 38 ) آل مظفر ( كذا و مقصود امير مبارز الدّين محمد بن مظفرست ) ( ص 29 ) ، شاه منصور ( ص 40 ) ، و مانند اينها .
اشتباهات مؤلف و مصحح يكى دوتا نيست ، مثلا مير على كاتب هروى را متخلص به مجنون و پسر محمود رفيقى دانسته ، و حال آنكه مجنون چپنويس پسر محمود رفيقى غير از مير على كاتب هروى است ، و در جايى كه مىگويد اين مير على از خواجه مير على كه نزد بعضى واضع الاصل است بهتر مىنوشته ، محمد هدايت حسين مصحّح كتاب در پاى صفحه توضيح داده است كه مقصود از اين خواجه مير على ، على بن هلال الكاتب المشهور به ابن بوّاب است ، و اينقدر ندانسته كه مراد از خواجه مير على واضع خط نستعليق مير على تبريزى است .
ر ك : ص 49 و 51 .
ترجمهء مؤلف : مصحّح در ذيل صفحهء چهارم راجع بمؤلف چنين نوشته است :
« مولانا غلام محمد المشهور به هفت قلمى المتخلص به راقم ، دهلى الاصل و از جملهء شاگردان حكيم قدرة اللّه خان بوده ، در انشاپردازى به زبان فارسى عديم المثل بود ، و در علم عربى فىالجمله ربطى نيز تحصيل كرده بود « 1 » و باقسام رسم خط مثل نسخ و تعليق و نستعليق و ثلث و شكسته و شفيعه ( كذا ) و ريحان مهارتى تمام داشت ، و گاهى به زبان اردو اشعار نمكين نيز مىگفت . پس از مدتزمانى جلاى وطن كرده از دهلى به لكهنو آمد . چون مايل بفنّ طب بود ، از خدمت ميرزا محمد عشق اكتساب
هامش
( 1 ) - نمونهء انشاپردازى مؤلف عديم المثل اينست : « با راقم از قديم اتحاد دلى و فىمابين رابطهء بىتكلفى زياده از يگانگيت و يكجهتى است »
« ص 73 س 3 و 4 »