« ميرزا محمد بن على بيگ در دفترخانهء شاهطهماسب بود . دخترزادهء خواجه ميرك منشى است . در زمان شاه اسماعيل ثانى صفوى منشى الممالك شد ، عاقبت الامر وزارت شاه سلطان محمد را دريافت ، و وزارت شاهعباس ماضى را نيز نمود ، و تعليق را نيك نگاشت ، و شعر نيز گفت ، و هنگام مراجعت از خراسان مقتول شد ، 997 » .
ديگر : « مولانا سيمى نيشابورى ملقب به ذو الكرامتين ، داراى فنون بود ، خطوط سبعه را نيكو نگاشت ، و شعر نيكو گفت ، و در فن حل معما بس ماهر گشت ، و بسرعت كتابت شهرهء آفاق شد ، چنان كه خود گويد :
يك روز بمدح شاه پاكيزهسرشت * سيمى دو هزار شعر گفت و بنوشت
ظهورش در زمان علاء الدوله بن بايسنقر بن ميرزا شاهرخ بن امير تيمور گوركان بود ، و هركس از وى سرمشق گرفت بمراتب عاليه نايل گشت ، عاقبت به مرض جوع مبتلا شد ، چنان كه گويند در يك مجلس در حالت نقاهت بيست من خرما با خستو خورد ، 852 » .
ديگر : « مولانا عيشى از مردم هرات است ، نستعليق را نيك نگاشت ، از هرات به مشهد مقدس سفر كرد ، و از آنجا در كتابخانهء سلطان ابراهيم ميرزا بكتابت اشتغال يافت .
شعر نيز مىگفت ، در ارض اقدس درگذشت ، 979 » .
ديگر : فتحعلى خان كاشانى ملكالشعراى خاقان جنت مكان فتحعلى شاه قاجار نور اللّه مضجعه ، خط تعليق را نيك نگاشت ، و شكسته را شيرين تحرير نمود ، و از صنعت نقاشى بهرهء وافى داشت ، و در تمام فنون شعر پارسى كمتر كس از روزگار قرين و انباز وى گشت ، 1235 » .