ارشاد سلسلهء عليهء ذهبيّه مىكرده ، بين الانام بتحمل رياضات معروف بوده ، خود ميرزاى مشار اليه جوانيست صاحب خصال حميده و صفات پسنديده ، در عنفوان جوانى رياضتى برده و كسب اخلاقى كرده ، مبادى آداب و بىحسد و متعارف و خيرخواه است ، خطا و ربطا بالاستحقاق منشى ديوان اعلى و لايق حفظ اسرار سر كار وزارت كبرى .
جناب جلالت انتساب دستور مكرم ميرزا محمد شفيع صدر اعظم را به او نهايت اعتقادست و در آن سر كار مترسل و محل اعتماد . در سال تحرير اين خجسته تأليف كه جناب وزارتمآب معظّم اليه ، آستان رضوان پاسبان خاقانى را بدرود كرده برياض رضوان شتافت ، ميرزاى مشار اليه حسب الامر شاهنشاهى بوزارت نوباوهء بوستان سلطنت شاهزادهء آزاده همايون ميرزا منصوب گشت ، و غزل را با اثر مىگويد و مضمون را مهما امكن تازه مىجويد ، در بستن شعر نيز سليقهء درست دارد ، و در قصيدهگويى اقتفا بآثار بزرگان فن كرده پخته و پرداخته مىبندد ، ديوانى به قدر چهار هزار بيت دارد ، ملاحظه شد اين اشعار ازو منتخب افتاد » ( 88 بيت از اشعار او نقل شده است ) « انجمن خاقان »
تاريخ جديد كه ذكرش گذشت ازوست ، و در مجمع الفصحا ( ج 2 ص 126 - 128 ) مسطورست كه : « تاريخى در دولت قاجاريه تا خاقان صاحبقران ( - فتحعلى شاه ) برنگاشته و نام آن را ذو القرنين گذاشته » .
وفات خاورى در سال 1267 واقع شده است .
در فوت فرزندان گويد ( از مثنوى بحر متقارب در تتبع بوستان )
سه رود گرانمايهء دلپذير * مرا بود از شهد جان خورده شير
يكى حور و گيسوش پيچان كمند * بهر تار آن يك جهان دل ببند
دو ديگر چو غلمان كاكل بدوش * بمعنى ببازار دل گلفروش
بملك دلم هريكى دلبرى * ولى هريكى بهتر از ديگرى
برون چون گناهم ز اندازه بود * گرفت آفريننده آن هر سه رود