جلد سوم ذكر كليّهء ولايت سند خصوص تتّه ، 260 صفحه .
طبع داهائى اجمير ، مطبع ناصرى در 1304 ق .
مؤلف مادهء تاريخ اتمام آن را چنين بقلم آورده است :
شكر خدا كه تذكرهء تحفة الكرام * اندر سه جلد يافته تزيين و اختتام
قانع اگرچه نيست سزاوار ذكر خير * ليكن بفيض اهل خبر يافت اين مرام
سال تماميت چو نمود از خرد سؤال * « اينك چه منتخب » ز دل آمد مرا پيام
تراجم را خيلى باختصار آورده و بندرت يك يا دو بيت هم ثبت كرده است .
نمونهء تراجم :
« امير حضورى قمى ولد سيد على محتسب ، از علايق دنيوى برى بوده ، مدت سى سال در عتبات عاليات بطاعت گذرانيد ، در ايام جلوس شاه اسماعيل ثانى در قزوين آمده ، جهت امضاى فرمان وظيفهء خود اين رباعى كه مشتملست بر بيست و چهار تاريخ از نظر انور گذرانيده :
الحمد ايا طبع وفاگستر ما * كآمد مه يوسفمنش آن دلبر ما
شاه اسماعيل نام و انصاف بعلم ؟ ! * طهماسبمنش مه همايونفرما »
« ج 2 ص 239 »
ديگر : « ميراشكى برادر حضورى است ، آوازهء ترقى مولانا غزالى دوبار او را به هند آورده ، اما ميان ايشان ملاقات واقع نشد ، در آگره رسيده درگذشت ، اشعارش از 12 هزار بيت متجاوز ، ليكن در مرض موت دواوين خود را به ميرجدايى داده كه مربوط سازد ، بعد فوتش مير مذكور آنچه خوب ديده بنام خود كرد ، باقى را در آب انداخت طريقى ساوجى در آن باب گويد :
اشكى نامراد را كشتى * عقل حيران خون خفتهء اوست