3 - حوادث شوشتر و خوزستان از سال 932 تا سال 1167 كه آخر زمان مؤلف است .
4 - پارهيى از اشعار مؤلف و ديگران .
نسخههاى خطى اين كتاب در شوشتر و تهران فراوانست ، بتازگى هم در هند چاپ يافته .
مقصود ما نه گفتگو از آن بلكه ياد موضوع ديگريست . سيد عبد اللطيف برادرزاده سيد عبد اللّه كه از شوشتر به هند رفته ، و مدتى در آنجا مىزيسته ، او نيز كتابى بنام تحفة العالم تأليف كرده ، كه در آغاز آن از شوشتر و خوزستان گفتگو مىنمايد . بيشتر مطالب اين كتاب همانست كه از تذكرهء شوشتر برداشته شده و عبارتهاى همان كتاب مىباشد .
عبد اللطيف كه دست دزدى بكتاب عموى خود باز كرده ، هرگز اين دزدى را به روى خود نمىآورد ، و تنها بر سر يك عبارتست كه نام عمويش را مىبرد ، و اين خود براى آنست كه خوانندگان عبارتهاى ديگر را از آن خود او بدانند .
بگفتهء انجيل آنكه كم را مىدزدد بيش را هم خواهد دزديد . اگرچه اين مطلب ارزش چندانى ندارد ، ولى بىارزشى آن گناه عبد اللطيف را كوچك نخواهد ساخت ، بلكه بايد گفت آنكه از بهر چيز بىارزش شرافت خود را پايمال مىسازد ، پستتر از آن كسى است كه از بهر چيزهاى ارزشدار چنين كارى كند .
آنچه در بدنيّتى عبد اللطيف و در اينكه او جز به قصد دزدى دست بمطالب عموى خود دراز نكرده جاى ترديد نمىگذارد ، اينست كه او در همان كتاب شرح حال عمويش را ياد كرده و تأليف او را يكايك مىشمارد ، ولى از تذكرهء شوشتر كه معروفترين تأليفات او بوده ، و بىشك عبد اللطيف آن را در دست داشته ، هرگز نامى نمىبرد ، نادانك اميدوار بوده كه بدينسان دزدى او در پرده خواهد ماند .
عبد اللطيف نه تنها دزد ، دروغباف و گزافگوى بىشرمى نيز بوده ، گويا در هند كه ميان هنديان مىنشسته ، هميشه شوشتر و خوزستان را مىستوده و داد دروغ و گزافه مىداده است ، سپس هم آن دروغها در يادش نقش بسته و كار بر خود او نيز مشتبه
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 566
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٥٦٦