تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
سبق ربوده ، با اين امتداد زمان و فرصت دوران ( - سى سال ) بسبب باقى ماندن بعض شكوك به تبييض آن نپرداخته و هديهء صاحب‌نظران نساخته بود كه در سنهء يك‌هزار و دويست و چهل و هشت هجرى داعى اجل را لبيك گفته و حضرت و الا نظر به هم‌طرحى او گوهر تاريخ رحلتش در رشتهء نظم آبدار چنين سفته :
داروى اجل چو خورد رايق * با بدرقهء گلاب ايمان سالش ز سر بكا دلم گفت : * « حقا كه ز دهر رفت لقمان »
1248 « 1 » نسيم كلام رايقش به اين خوبى شكفتگى بخش از هار خاطرهاست » . « گلزار اعظم ، ص 202 - 205 » خان اعظم در تذكرهء صبح وطن ( ص 81 - 88 ) 82 بيت ، و در گلزار اعظم 27 بيت از رايق آورده است و آنچه لايقست مذكور مىشود :
ديگر بپرده پرسش حالم چه مىكنى * رسوا نمود عشق تو در چارسو مرا
* * *
وابستگى ز حضرت قربم فگند ، دور * وارستگى ز عالم امكانم آرزوست
* * *
هرگز نمىرسد به نظر غير خار و خس * يك غنچهء شكفته درين مرغزار نيست
* * *
زير اين طارم چو دستم كوته از نقد و زرست * خوشهء رزمى نمايد خوشهء پروين مرا
هامش
( 1 ) - ازين مادهء تاريخ سال 1251 استخراج مىشود ، و در صورتى كه بتعميه گفته شده باشد ، و سر « بكا » را كه « ب 2 » است از آن كم كنيم ، باز 1249 در مىآيد كه برابر با تاريخ فوت رايق نيست و باز يك سال اضافه دارد .