بعمر هفتادوششسالگى آزادانه جان به جانآفرين سپرد ، متصل به قدمگاه رسول مدفون گشت . پاك بود و پاك ماند و پاك رفت .
لاله سكراج سبقت تخلص تاريخ وفاتش از عبارت : « آه افضل دهر » يافته و حكيم چند ندرت كه از شاگردان آن جناب بود ازين مصرع برآورده :
« از جهان رفت آه عارف پاك »
. كلياتش پنجاه هزار بيت است و صاحب تصانيف مثل مثنوى « نور على نور » جواب مثنوى ملّاى روم مطلعش اينست :
شيشه از غلغل حكايت مىكند * غمزهء ساقى روايت مىكند
و ديگر حسن و عشق نام كه آغازش اينست :
الهى شورش دردم فزون كن * نمكدانى بداغم سرنگون كن
و ديگر ساقىنامهء خوب و رنگين به اين مطلع :
بود نامهيى نشئهبخش ادا * كه بر سر كشد جام حمد خدا
و اين بيت در بهاريه از هم آنجاست :
سر زلف وا كرده سنبل بناز * شده از مريدان گيسو دراز
و ديگرى مثنوى قضا و قدر ، و مثنوى ديگر در بيان بعضى از خصوصيات هندوستان ، و جنگنامهء محمد اعظم شاه كه اين دو بيت در تعريف فيل از آنجاست :
برنگ تن هر دو دندان او * بگويم چه رمزست اى رازجو
ظفر را پى دولت پادشا * درازست در شب دو دست دعا
بههرحال ملاحظه اطناب ننموده از انتخابات اشعار آن منتخب نسخه ليل و نهار مىنگارد »
« سفينهء خوشگو »
از مجموع هفتاد بيت شعرى كه خوشگو ازو آورده است اين دو بيت به زحمت انتخاب شد :
هركس بسوى خلوت توحيد راهجوست * اللّه گر رود به زبانش زيادهگوست