سپس از آنجا برياست معارف فارس منتخب شده ، و پس از چندى برياست عدليهء آن سامان برقرار گرديده ، و پس از سالى باز رئيس معارف و فوائد عامه گرديد ، و در آن جاى همىبود تا روزگارش سپرى شده ، پس از طى شصت و هشت مرحله از مراحل زندگانى در روز دهم ماه صفر هزار و سيصد و سى و نه هجرى از سراى خاك بعالم قدس شتافت . جنازهاش را اهالى ادبپرور شيراز با احترامات شايان در بقعهء حافظيه نقل نموده ، در جوار خواجهء بزرگ عالم سخن عليهالرحمه به خاك سپردند ، حشره اللّه مع اجداده .
اين چند غزل ويراست :
تو بدلبرى و شوخى ببرى دل پرى را * پرى از تو دلبر آموخت طريق دلبرى را
* * * ( هفت بيت )
رازى آموختهاى اين همه طنازى را * كه دل از كف ببرى فرصت شيرازى را
* * * ( 9 بيت )
بهر صيدم چند تازى خسته شد پاى سمندت * صبر كن تا من بپاى خويشتن آيم ببندت
* * * ( 9 بيت )
با آنكه كس ز آتش عشقت چو ما نسوخت * بر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوخت
* * * ( 7 بيت )