تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
نوشته‌اند كه وى پس از آنكه تذكرهء مدايح المعتمديه را « مشتمل بر بيست هزار بيت كتابت در تاريخ زندگانى منوچهر خان گرجى معتمد الدوله و ترجمهء احوال شعراى حوزهء او با قصايدى كه در مدح معتمد الدوله سروده بودند برشتهء تأليف درآورد ، معاصرين نسبت به كار وى رشك برده و قصايدش را منتحل از ديوان سيد حسين مجمر زواره‌يى دانستند ، و گويا ديگرى را نيز وادار كردند كه تذكره‌يى بنام معتمد الدوله جمع‌آورى كند ، و ازين راه خاطر بهار را بسيار آزرده ساختند . بهار نيز براى كينه‌كشى از بدگويان و عيبجويان عصر خويش كتاب يخچاليه را مشتمل بر نظم و نثر برشتهء تأليف درآورد ، و هرچند در مقدمهء آن مدعيست كه درين ترجمه نظر به كسى ندارد ، ولى چنان كه پدرم از قول سخنوران پنجاه سال پيش اصفهان نقل مىكرد ، هر ترجمه‌يى از آن كتاب مربوط بيكى از معاصرين اوست ، و تا آن زمان هنوز نكته‌سنجان اصفهان مىتوانسته‌اند برخى از تراجم احوال را درست با اسم‌ورسم يكى از معاصرين او تطبيق كنند . نگارنده وقتى تذكرهء ديگرى از شعراى مداح معتمد الدوله ديده‌ام كه در همان زمان يكى از گويندگان چهارمحال اصفهان تنظيم كرده بود ، و باندازه‌يى مطالب آن بتذكرهء مدايح المعتمديهء بهار نزديك بود كه در نظر اول هر دو به نظر يكى مىآمد » ر ك : « مقدمهء يخچاليه ، صفحه ز - ح » آن كتاب منتحل نيز نامش مدايح معتمدى و نام انتحال‌كننده ملا على اورجانى لنجانى متخلص به فناست كه در جاى خود ذكرش گذشت .

يد بيضا تأليف مير غلامعلى آزاد بلگرامى در 1145 و 1148 ه . ق .

تذكرهء عموميست كه نخست مشتمل بر ذكر پانصد و سى دو تن شاعر قديم و جديد بوده به ترتيب حروف تهجى از افضل الدّين كاشى تا مير محمد يوسف بلگرامى و بعدا