تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
همت قاصر به ترتيب اين جواهر زواهر گماشتم و همه را به ميزان نظر سنجيدم ، ديدم كه جمعى قليل بيش نيست ، و حروف بسيار از هجا خارج از آهنگ ضبط است ، پس بغرض تكميل ترتيب و اكمال تهذيب ، پاره‌يى را از اشعار شعراى پيشين پيوند اين نهال دلنشين كردم . . . منظور نظر درين ضميمهء انور كه لمعهء شمع انجمن و باسم سامى نگارستان سخن معنون است ايجاز و انتخابست ، لهذا خامهء عنبرين‌شمامه را از تكلف عبارات و تصلف استعارات معاف داشتم ، و بايراد معدوده و افكار ستودهء شعراى غير مكرر اكتفا نمودم » ( ص 2 - 3 ) بنابراين معلوم شد كه اين كتاب تكملهء شمع انجمن است و زبان‌بند دوست و دشمن ، كه براى رفع تكليف برشتهء تأليف كشيده شده و تراجم آن از اين قبيل است : « ارشد ، كازرونش وطنست و مرشد اهل شعر و سخن » « اسير رازى در بند سخن طرازى بود و به اين تخلص سرفرازى يافت » « احمد ، مولوى احمد على دهلوى طبعى نظيف داشت و سخنى لطيف » « ادايى از صفاهان بود . عروس سخن را بخوش‌ادايى منصه آراى بيان مىنمود » ( ص 6 ) و از هركدام فقط يك بيت آورده است ، و با اين وصف در پايان كتاب ( ص 160 ) از سى و يك تذكره بعنوان مآخذ خود نام برده است . آنچه مسلم است اينست كه تذكرهء موصوف را با همهء حقارت آن سيد نور الحسن خان تأليف نكرده است ، چه وى بسال 1278 ولادت يافته است و در موقع تأليف آن چهارده مرحله بيشتر از سنين عمرش نمىگذشته ، و همين عبارات كوتاه را كه بعنوان نمونهء تراجم ذكر كردم به گوش هم نشنيده بوده است تا چه رسد باينكه بداند و بتلفيق و تنميق رساند ، و ظاهرا يكى از ريزه‌خواران خوان احسان آن خاندان بزرگ اشرافى نگارستان سخن را براى سيد نور الحسن تأليف كرده است ، همچنان‌كه مولوى محمد يوسف عليخان گوپاموى تذكرهء صبح گلشن را در 1295 براى برادر