از اشعار عينى قطعاتى در حصهء دوم از قسم سوم مندرجست ، و ابيات ذيل منتخب از ترجيعبنديست كه در مرثيهء برادرش حاج سراج الدّين كه در واقعهء قالسوف بدست امير بخارا كشته شده سروده است :
طرفه روزى بسر آورد قضا و قدرم * رفت ازين حادثه روح از تن و نور از بصرم
خبرى آمد و رفت از دلوجان طاقت و هوش * بعد ازين كى شود از هوش و دلوجان خبرم
خبر اينست كه با تيغ ستم كشته شده * دادرم ، قوّت روح و دل و قوت جگرم
از هجوم المم قوّت فرياد نماند * تا چنين دشنهء بيداد ، فلك زد بسرم
جگرم آب شد و ريخت ز دو چشم ترم * جگرم وا جگرم وا جگرم وا جگرم
بعد از اين طاقت و آرام مپرسيد ز من * بعد ازين شادى ايام مپرسيد ز من
صبح شادى ، ابدى دور شد از من ، پس ازين * غير شام الم انجام مپرسيد ز من
روزم از شب نكند فرق و صباحم از شام * شب و روز و سحر و شام مپرسيد ز من
ريزه شد پيكرم از شدت اندوه و الم * اثر شدت آلام مپرسيد ز من
جگرم آب شد و ريخت ز دو چشم ترم * جگرم وا جگرم وا جگرم وا جگرم
ر ك : نمونهء ادبيات تاجيك ، ص 570 »