صداقت بىاندازه داشتند . اين نكته را نيز بايد تأكيد نمود كه ضديتهاى مذهبى در روابط بين ادبا مؤثر نبوده است ، مدرك زير اين استنباط را بيش از پيش قوت مىدهد :
« منقول است از ملا مفيد بلخى ( متوفى بسال 1090 / 1680 ) كه او به جهت طواف مرقد مطهر امام همام سلطان خراسان به مشهد مقدس نوبتى آمده ، در زيارت آن آستان . . . بموزونان مقام مذكور محشور بوده كه ميرزا ابراهيم ديوانه متخلص به ادهم مشهور به شش ماه ديوانه و شش ماه هشيار ، مشار اليه را آنجا همراه موزونان ديده ، زنجير طلا بر دوش داشته خواسته كه به همان بر سر مشار اليه زند ، شخصى واقف شده بمنع ميرزا كوشيده ، گفته كه اين ملا شاعرست و بدين تخلص شهرت دارد . . .
بعد از استماع آن معذرتها خواسته و تواضعها كرده ، در آن اثنا مشار اليه سبيل از حد زياد گذاشته بوده ، ميرزاى مذكور پرسيده كه اگر شيعهيى ريش چرا ، و اگر سنى سبيل چرا ؟ مشار اليه گفته كه خواستم تبعيت هر دو كنم « 1 » » .
منقول از مقالهء « روابط ادبى ايران و ماوراءالنهر در سدههاى 16 و 17 ( قرنهاى دهم و يازدهم هجرى ) بقلم عبد الغنى ميرزايف » در مجموعهء مقالات تحقيقى خاورشناسى ، بمناسبت هفتاد و پنجمين سال تولد پروفسور هانرى ماسه ، چاپ 1342 ، دانشگاه تهران ، ص 74 - 84 .
ترجمهء مؤلف :
« مولانا بديع سمرقندى مليح تخلص ولد محمد شريف كه مدرس مدرسهء امير تيمور واقع در سمرقند بوده ، و اكثر احكام شرعيهء جمهور به فتواى او معمول مىشد ، و يك سال قبل از حالت تحرير فوت شد ، ملا بديع خلف او هم در آن مدرسه تحصيل كرده ، طالب علم درست سليقهايست ، و در خدمت بندگان عاليجاه عبد العزيز خان
هامش
( 1 ) - مذكر الاصحاب . ورق 108