مليحا خلاصهء اين ملاقاتها را با شرح حال و نمونهء اشعار 59 تن از شعراى نيمهء دوم قرن هفدهم ايران در تذكرهء خود مىآورد « 1 » و در شرح حال هر شاعر صداقت طرفين به خوبى مشاهده مىشود ، چنانچه مليحا بعد از آنكه دربارهء اوصاف نصرآباد اصفهان و محل اقامت و استراحت ميرزا طاهر بتفصيل سخن مىگويد . چنين مىنويسد :
« آثار زيركى و اطوار نازكى از طرز ملاقات و طريق حالاتش پيداست . بهر كس سلوك مشفقانه و واخورد دوستانه دارد ، . . . محرر اين حروف در ماوراءالنهر پسنديدگى افعال و سنجيدگى احوالش را شنيده بود . به مجرد دخول اصفهان . . .
از مومى اليه سراغ گرفته شد ، و خبر اين تجسس را بعينه بسمعش مخلصان او رسانيدهاند كه شخصى از توران آمده و آرزوى صحبت دارد ، . . . ميرزا طاهر با يكى از پيشخدمتان خود رقعهيى كه سواد آن اينست نوشته راهى كرد :
« دوست روحانى و محرم جانى خوش آمدند ، صفا آوردند ، و ولايت ما را از قدوم سعادت لزوم رشك روضهء ارم ساختند ، شهر و ملك ما را قبول دارند . . .
از سخنان آن نمكپروردهء كارخانهء معنى خاطر را سورى حاصل شد ، و آنچنان تشنهء زلال خيال آن بحر موّاج معانى گرديد كه جز بسعادت ملاقات تسكينپذير نيست ، اميد كه اين تشنهء عين الحيات صحبت را از آب حيات ملاقات سيراب سازند » .
ميرزا طاهر چند نوبت مرا به محل اقامت خود كه عبارت از نصرآبادست همراه موزونان برد ، و انواع و اصناف تكلف را كرد ، بفرمودهء او شعراى ديگر بدستور ، صحبتها به روى مخترع اين سواد آراستند . قريب به هفت ماه بيشتر كه در دارالسلطنهء مذكور مانده شد ، همراه حاجى فريدون بيگ سابق و ميرزا مسعودا ولد زماناى زركش و شاه شوكت اكثر به خدمت او رسيده مىشد » « 2 » .
ازين سخنان مليحا پيداست كه ادباى ايران و ماوراءالنهر نسبت بهمديگر حرمت و
هامش
( 1 ) - سرچشمهء نو دائر بادبيات عصر صفويهء ايران ، سخنرانى نويسندهء اين سطور در كنگرهء جهانى خاورشناسى ، مسكو ، نشر روسى بسال 1960 .
( 2 ) - ر ك : حاشيهء 1 صفحهء قبل