نوشته شده . انتخاب اشعار هم حساب درستى ندارد ، از بعضى فقط يك بيت و از بعضى تا دو هزار و هفتصد بيت نقل شده ، و بيشتر از همه اشعار نيّرى شيرازى است كه در هند مقيم بوده و با مؤلف الفت بسيار داشته و تقريبا تمام ديوانش درين تذكره مضبوطست .
نسخهء ديگرى ازين تذكره در هيچ جا سراغ ندارم . تقسيمبندى كتاب چنين است كه نخست خاقان و فرزندانش مذكورند ، و بعد امراى زمان خاقان ، و سپس شعراى زمان ، و مجموع ايشان در تذكرههاى عصرى ذكرشان بتفصيل بيشتر آمده ، و بجز مقدارى شعر چيزى ازين تذكره عايد خواننده نمىشود .
در سبب تأليف گويد :
« امّا بعد چنين گويد ترانهسنج شاخسار نادانى ، و عندليب هزار آواى بوستان خموشى و بىزبانى محمد صالح شاملوى خراسانى كه چون جمعى از شعراى معاشر و فصحاى معاصر بودند كه هريك در مرحلهء فصاحت ثانى سحبان و در بلاغت مانند متنبّى و حسّان كه سخنان بديع ايشان چون لآلى رخشان و لعل بدخشان درخشان ، خامهء هركدام مانند ابر بهار گوهربار ، و اين خيال همواره در خاطر اين حقير يكجهتى - سگال مىگذشت كه شايد بعد از اينكه هاتف غيبى نداى لاريبى كه يا ايّتها النفس . . .
الخ ، در گوش هوش ايشان خواند ، و كشان كشان ايشان را تا مقرّ موعود كشاند بواسطهء تغيير زمان و انقلاب دوران ، چنان كه رسم روزگار و قرار فلك بىقرارست ، بياض اشعار و ديوان افكار ايشان بيكباره پايمال حوادث شود ، و نام ناميشان از روزگار رفته رفته محو و زايل شود ، چنان كه از بعضى ديد و شنيد ، پس بايد به قدر مقدور در حفظ منتخبات اشعار ايشان بذل جهدى به عمل آيد ، و چندى گذشت . . . تا اينكه در سنهء يكهزار و دوصد و پنجاه و دو هجرى در بلدهء حيدرآباد سند جمعى از احبّا و دوستان بتخصيص جناب فضائل مآب كمالات انتساب » بقيه نانويس مانده است .
ترجمهء مؤلف :
در هيچ تذكرهيى مذكور نيست .