مستور نماند كه اين خاكسار بىمقدار از جملهء اشعار مجتمعه چنانچه در صدر اشارت به آن رفت ، اولا مثنويات منتخبه را بالكلّيه از ديگر اصناف نظم مميز و متفرق ساخته ، ثانيا قدرى ابيات از منتخب عنه بر آنها افزوده ، تذكرهء ديگر كه مختص بضبط احوال شعراى صاحب مثنويست ، ترتيب داده است ، و خلاصة الكلامش نام نهاده .
امّا درين مجموعه تخصيص قسمى از اقسام نظم نيست ، قصائد و غزل و قطعه و رباعى و ترجيع و تركيب و مخمس و مسدس و معما همه مسطور و بندرت و ضرورت ابيات مثنوى هم مذكورست ، از آنجا كه شرط اعظم در تأليف تذكرهء شعرا جمع كردن ابيات بليغ و فصيح و صراحت احوال معنىسنجان بروايت صحيحست ، بناء عليه تا وسع مقدور در تحقيق مولد و منشأ و مدفن و زمان ظهور و سال ارتحال و نمايش رتبهء كلام و اعلان قدر و منزلت هركدام ازين طايفهء [ نيك ] فرجام ، مجوز تقصير و تساهل نگشته ، از كتب سير و اخبار و تذكرههاى متداوله استنباط اين مراتب نموده است ، و در مواقع اختلاف اقوال ، تدقيق و تنقيح در كار داشته ، قول معتبر را كه خرد خردهشناس به صحت و صواب آن طمأنينت پذيرفت ، اختيار كرده ، چه بهنگام تسويد اين اوراق ، هفتاد و دو جلد از مصنفات متقدمين و متوسطين و متأخرين كه شمردن نام آنها به طول مىانجامد ، مهيّا بود ، و به طرز و روش تذكرهنويسان مقارن زمان خود ، كه شرح معايب مردم بيگانه را اگرچه مستحق استحقار و توهين نباشند ، گرم نفسى و ترزبانى و نمك تقرير مىشمارند ، و ستايش آشنايان و نزديكان كه بژاژخايى و هرزه درايى نشانه و در كجروشى و بدادايى يگانه بودهاند ، ورقورق مىنگارند ، اين نحيف راه نرفته از اظهار و افشاى قبايح و ذمايم كسانى كه مرتكب ناپرهيزگارى بودهاند ، بفحواى آيهء كريمهء هذه تذكرة للمتقين اجتناب و اغماض اولى و انسب دانسته ، چه ظاهرست كه اين معنى از جملهء شرايط معرفت احوال نيست ، و اگر احيانا جايى ازين مقوله گزارش يافته باشد ، بىسببى نخواهد بود ، و نيز در ضبط احوال معاصرين كه جمعى از هندوستان و معدودى از بلاد ديگرند ، جانبانديشى روا نداشته ، سوانح ايشان بطريق راستگويان نيكانديش نه بطور سخنسازان مفترى نگاشته ، درين صورت
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 760
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٧٦٠