فرمودهاند ، تمام اين حالات مشروحا در قصيدهء نسبنامه بنظم درآورده داخل تذكرهء حديقهء هندى ساختهام ، اين مختصر گنجايش آن ندارد ، اين ابيات از نتايج افكار طبع افگار اوست » .
پس از ذكر يك قصيده بعنوان « مشكل آسان » كه دو بار تجديد مطلع شده و مطلع نخستين آن اينست :
اى نامه بر بجانب آن دلربا برو * اى هدهد خجسته به شهر سبا برو
مىنويسد : « چون قصيدهء مردّف بآفتاب از نظر حضرت آفتاب آسمان جاه خلّد اللّه ملكه و ابقاه گذشت ، فرمان والاشان بطلب اين ذرّهء بىمقدار بعطاى خطاب راى و منصب پانصد ذات و پنجاه سوار صادر شد ، اين ابيات از آنست :
يك صبحدم جمال تو بيند گر آفتاب * از جيب صبح سرنكشد ديگر آفتاب
تا خطبهء ثناى جمالت بيان كند * هر صبح مىرود بسر منبر آفتاب »
اين هندى هندى تخلص كه شيعهء خالص و پاك اعتقاد اثناعشريست ، مجموعا يكصد و هفتاد و دو بيت از اشعار خود را كه مشتملست بر قصائد و غزليات و مفردات و رباعيات در دنبال ترجمهء خويش آورده كه تماما سليس و فصيح و نغز و دلانگيزست ، و زبان گفتارش بفصحاى عراق بيشتر مىماند تا بيك هندى ، و الحق كه وى از اعاجيب روزگار در ديار خودست ، رحمة اللّه عليه .
ابيات ذيل منتخبى است از آن اشعار و مشتى است نمونهء خروار :
اى دل ز آستان شه اوليا مرو * آنجا مقيم باش و دگر هيچ جا مرو
از خاك آستان وصىّ نبى مخيز * از بارگاه سرور هر دو سرا مرو
تا جان بود بتن بدر او مقام كن * هندى به هيچ در ، ز پى التجا مرو
روزى كه مشكلى به تو افتد ، به صد نياز * جز در پناه حضرت مشكلگشا مرو
* * *
يك جا شدن بدر و هلال ، امر محالست * جز ابرو و روى تو كه بدرست و هلالست