زان رخ ننمايى ز پس پرده كه دانى * عشاق ترا طاقت ديدار نباشد
* * *
واى بر بندهيى كه بيزارست * زو فروشنده و خريدارش
* * *
نه گرفتار و نه آزاد ، چه بخت است مرا * كه هم از كنج قفس رانده هم از گلزارم
* * *
فرستادم بر او قاصد ، امّا * خود از بىطاقتى همراه رفتم
* * *
يكچند به گردن كسى بود * اين دست كه مانده در گريبان
* * *
گشتم همهء جهان و ديدم * اطراف جهان ز قاف تا قاف
از كافر و مؤمن و مسلمان * انصاف خوشست و نيست انصاف
سفينة هندى تأليف بهگوان داس متخلص به هندى در 1219 ه ق
تذكرهء خوبيست مشتمل بر حالات و مقالات سيصد و سى و پنج نفر شاعر فارسى كه از آغاز جلوس محمد شاه گوركانى ( 1131 ه ) تا سال چهل و هفتم سلطنت شاه عالم ثانى ( 1219 ه ) در هندوستان نشو و نما يافتهاند .
ترتيب تراجم الفباييست كه با آفتاب ( ابو المظفر عالىگوهر ) شروع و به يكتا ( محمد اشرف ) ختم مىشود ، و تاريخ اتمام تأليف درين قطعه مذكورست :