سفينهء بىخبر تأليف مير عظمت اللّه بىخبر بلگرامى در 1141 ه ق
سفينه دفتريست مشتمل بر تراجمى كوتاه و اشعارى مختصر از شعراى متأخر از سنهء هزار هجرى تا زمان تأليف .
ترتيب كتاب الفباييست كه با احمدى بلگرامى ( مير لطف اللّه پدر مؤلف ) آغاز و به يكتا ( احمد يارخان ) ختم مىشود .
وى در سبب تأليف گويد كه نخست قصد داشته مجموعهيى از آثار و احوال متقدمين و متأخرين ترتيب دهد ولى بتوصيهء دوستان به همينقدر اكتفا كرده است .
در سفينه كسانى هم كه در تمامت عمر بيش از چند بيت نگفتهاند مذكورند و مؤلف معتقدست كه :
به يك بيت دعوى مسلّم بود * اگر مصرعش مصرعى هم بود
روش نگارش ساده و هندى و انتخاب اشعار خوبست ولى ازبس كوتاه و مختصرست در خور استفاده نيست .
آغاز : « بسمله ، سررشتهء سخن بسخن آفرينى مىرسد كه در نظم كلامش هيچ جاى سخن نيست ، جل شأنه و سلسلهء حديث منتهى به امّى است كه در باب علمش مجال دم زدن نى ، صلعم » .
نسخهء اين سفينه در دانشگاه عليگره موجودست و در مجلهء اورينتل كالج ميگزين ، ش 123 مسلسل ( ج 32 ش 1 ص 50 نوامبر 1955 ) معرفى شده است .
بىخبر غير از سفينه رسائلى در توحيد و تصوف دارد ، و كليات اشعارش مشتمل بر هفت هزار بيت از انواع شعرست . چند مثنوى هم دارد .
نمونهء تراجم : در سروآزاد ( ص 315 ) مسطورست كه : « و او را ( - بىخبر ) با ميرزا عبد القادر