تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
سرمايه در غدر دهلى غارت شد . ازين حادثه دلم چنان فسرد كه بازنخواستم كه بار ديگر سامان فراهم كرده بقلم آرم ، چرا كه در ايام جوانى اشعار محبّان كه يار بودند درين سن نودسالگى چنان از ياد محو شده كه هرچند فكر مىكنم ، شعرى كجا كه نيم مصرعه هم بذهن نمىآيد ، مگر دل شيدا شب و روز تقاضا براى تحرير تذكره مىكرد ، ناچار مستعد شدم . . . و تكيه بر همت خداداد نموده ذكر بعضى سخن‌آفرينان بقلم آورده به نذر احباب مىگزارم ، كاش تذكرهء اول با اين تذكره جمع مىشد كه اهل سخن داد جانفشانيهاى من مىدادند » « ص 2 » . اين تذكره هم در سال تأليف در مطبع شمس الاسلام دكن با خط نستعليق زيبا و قطع 5 / 25 * 2 / 17 در 144 صفحه بطبع سنگى رسيده و منضم است به نسخهء موسوم به پس‌مانده كه شامل غزليات و اشعار متفرقى است كه بعد از طبع دواوين مؤلف بدست آمده است ( ص 133 - 138 ) با مثنوى موسوم به ترانهء حق ( ص 139 - 143 ) .

ترجمهء مؤلف :

ترك‌على شاه تركى قلندر نور محلّى سلسلهء نسبش به حكيم ابو القاسم فردوسى طوسى مىپيوندد . جدّش آبادان نام همراه نادر شاه افشار از هرات به لاهور آمد و رخت اقامت افگند . فارسى زبان مادرى اوست ، چه كه مادرش دختر سردار نور محمد هراتى است . وى در فقر مريد غوث عليشاه قلندر پانىپتى است ، و در شعر فارسى شاگرد گل‌محمد خان ناطق مكرانى و شهاب الدّين واثق هراتى و مولوى امام‌بخش صهبائى دهلوى و ركن الدّين مكمّل نور محلّى است ، و در شعر ريخته از امير على اوسط لكهنوى متخلص به رشك فيض اندوخته است و به فارسى و ريخته تأليفاتى بشرح ذيل دارد : در فارسى : فرخ‌نامه معروف به راماين پارسى ، ديوان موسوم به گلشن معنى ، ساقىنامه ، مثنوى گلزار محبت ، رسالهء منظوم بدر حسين ، مثنوى صوت سرمد ، سرور - الناظرين ( بنثر ) ، گلبانگ تركى ( بنثر ) ، ديوان سرمايهء پيرى ، مثنوى طول امل ، مثنوى شكراب ، مثنوى ناز و نياز ، تذكرهء سخنوران چشم ديده .