در عالم عشق ، سو به سو مىگردم * چون آب روانه جو به جو مىگردم
بىدردسرى و زحمت راه فراق * در منزل وصل گرد او مىگردم
مجملا بجذبهء محبّت اكثر اوقات محب ناظر آن جمالست و منظور را در نظر دارد ، و چشم ازو برنمىدارد ، و كمال عشق خود را در حسن او مىبيند ، و به قوت مواصلت حمل بار امانت مىنمايد ، در بندگى كار سلطانى مىكند ، و در اسيرى شيوهء اميرى بجاى مىآرد ، چنان كه از فحواى اين رباعى كه از جملهء نتايج طبع اوست ، اين معنى مفهوم مىشود :
در بزم وصال ، جا كنون خواهم كرد * وز دل غم هجر او برون خواهم كرد
چشم از سر اختر زبون خواهم كند * خون در دل روزگار دون خواهم كرد
. . . امّا اشعار مولانا از قصيده و غزل و رباعى قريب به دو هزار بيت خواهد بود ، و ابيات غزليات وى آنچه درين خلاصه ثبت شده انتخابيست كه آن جناب خود نموده و اشارت بتحرير و تسطير فرموده ، و چون اين كمينه را نسبت به آن اعز الفصحا علاقهء يكجهتى و اتحادست ، چنانچه اين دعوى احتياج بيّنه و برهان ندارد ، و از مناسبت اسمى جهت انتساب معنوى نيك معلوم مىشود ، و انتخاب كردن اشعار ديگران از انتخابات اين كتاب دلگشا نسبت پدر و فرزندى ظاهر مىگردد ، لا جرم ابيات انتخاب مشار اليه را بىتصرفى درين خلاصه مسطور ساختم تا ناظران را نمودارى باشد » .
تقى الدّين اوحدى مىنويسد : افصح الفصحا ، ابلغ البلغاء ، برهان الفضائل و الكمالات ، امجد الشعراء ، اسعد العلماء ، معدن علم و افتخار ، كوهسار حلم و وقار ، شيخ علينقى كمرهاى ، از شعراى مشهور و معروف زمان بوده ، مدتها با محتشم و وحشى و ضميرى مشاعرات و مباحثات نمودى ، بغايت فاضل كامل محقق مدقق موحد ، بوحدت وجود قائل ، باخلاق حميده شامل ، متتبع ، خوشفهم ، درويش طبيعت ، قانع ، متواضع ، به حالت خود بود . مكرر در صفاهان بصحبت وى دررسيده مشاعرات نمودهايم . يك نوبت در مجلس حاتم بيگ اعتماد الدولهء شاهعباس اتفاق صحبت افتاد .