از ديوان ميرالهى سه نسخه فهرستنويسان نشان دادهاند :
1 - ريو ، ج 2 ص 687 ب مورخ 1042 هجرى ،
2 - اشپرنگر ، ش 277 مورخ 1052 ( - كتابخانهء اوده ) ،
3 - برلين ، ش 939 مورخ 1052 .
اين ابيات ازوست و از عرفات انتخاب شده است :
تا نشئهء مجاز و حقيقت يكى شود * كاش اين دو باده را همه در يك سبو كنند
* * *
چشمى بدور چشم تو بدنام خواب نيست * وز حيرت رخت حركت در نقاب نيست
نيلوفرم بچشمهء مهر و وفا ولى * در روزگار تربيتم آفتاب نيست
* * *
خواه آهو باش ، خواهى شير در صحراى عشق * بىخبر منشين كه آن صياد ، غافل مىرسد
* * *
ز آب روى تو نظّاره آب مىگردد * ز طلعت تو نقاب آفتاب مىگردد
چو برفروخته مىبينمت ز آتش مى * نگاه بر سر مژگان كباب مىگردد
* * *
ستمرسيدهتر از من كسى زمانه نيافت * كه دور من همه ايام بينوايى بود
* * *