تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
المتكلمين و اكمل السادات مير عبد الغنى ميسر شد و مستفيض گرديد » « 1 » . و اينكه سلطان محمد خدابنده را در ذكر احوال پسرش سلطان حسن ميرزا « خلد اللّه ملكه نوشته عبارتيست كه با ترجمهء سلطان حسن مزبور از تذكرهء خلاصة - الاشعار نقل كرده و مأخذ خود را مذكور نداشته است ، بنابراين نبايد تصور كرد كه اين تذكره از زمان سلطنت سلطان محمد صفوى در دست تأليف بوده ، مؤلف در كودكى در هرات به خدمت خواجه حسين ثنائى مشهدى رسيده است . در 990 كه عليقلى خان شاملو بيگلربيگى خراسان بوده ، ميررضائى مشهدى را در هرات ديده و بصحبتش رسيده ، همچنين رضاى كاشى را كه در ايام دولت عليقلى خان از كاشان به هرات رفته بود در آنجا ملاقات كرده و مىنويسد كه وى در قتل عام هرات ( - 995 ) بدست عساكر اوزبك شهيد شد ، خود وى نيز در قتل عام مزبور در هرات بوده ، ولى معلوم نيست كه بچه وسيله از آن مهلكه جان بدر برده است . در ترجمهء عبد الغنى انجدانى مىنويسد : « بنده در وقتى كه از قضيهء هائلهء هرات نجات يافته وارد دارالسلطنهء قزوين شد ، او را ملاقات نموده از صحبت ايشان مستفيض گشت » . در سال 996 در مشهد به خدمت شاه روحى همدانى رسيده است ، در 1015 در قاين بوده و اخترى جنابدى را در آنجا ملاقات كرده ، و ترجمهء خضرى خوانسارى را بسال 1017 در احمدنگر نوشته است ، در 1018 نيز در هندوستان به خدمت رستم ميرزاى فدائى صفوى رسيده ، و ترجمهء انيسى شاملو را بسال 1019 در برهانپور نگاشته است . در 1025 همراه حسين خان ميرزا وارد تفرش گرديده بصحبت مير ابو البقاى تفرشى و برادرش مير عبد الغنى تفرشى رسيده است .
هامش
( 1 ) - مؤلف به اين وضوح مىنويسد كه در 1025 در خدمت نواب حسين خان ميرزا وارد تفرش شدم و مير ابو البقاى تفرشى و برادرش و مير عبد الغنى را ملاقات كردم ، و آقاى دكتر نقوى باستناد همين عبارت نوشته است كه مؤلف بسال 1025 در هند بوده ، رك : همان كتاب ، ص 164 فقرهء 5 .