اين بود تواريخى كه مؤلف بدانها تصريح كرده و ردّ پاى خود را نشان داده است « 1 » .
تذكرههايى كه از آنها استفاده كرده است ، يكى مجالس النفائس است كه در ترجمهء درويش دهكى از آن نام برده ، ديگر خلاصة الاشعار ، چنان كه در ذكر احوال بيانى استرآبادى گويد : « اين بيت را كه با يك ديوان برابرست مير تقى الدّين محمد كاشى در خلاصهء خود بنام مولاناى مذكور نوشته ، اما بنده از آصفى دانست ، انشاءاللّه رجوع بديوان خواجه آصفى شود :
تابوت من آهسته ز كويش گذرانيد * چون نيست اميدى كه بيايم دگر آنجا »
تحفهء سامى را نيز در دست داشته ، چنان كه ترجمه و اشعار اهلى خراسانى را عينا و بدون يك حرف كم و زياد از آنجا نقل كرده ولى مأخذ خود را مذكور نداشته است .
از تذكرهنويسان مير ابو البقاى تفرشى را ملاقات كرده و تذكرهاش را ديده و بسيار پسنديده است . « 2 »
از مؤلف عرفات بيتى چند برگزيده و در صدر آن ابيات نوشته است : « تقى اصفهانى مشهور به تقى اوحدى » .
هامش
( 1 ) - از اينكه در ترجمهء تاجرى خوانسارى مىنويسد : « . . . از عراق متوجه هند شد و الحال كه 1010 است در هندست » و در احوال ميرتشبيهى مىگويد : « . . . حال كه سنهء 1015 است در لاهورست » نمىتوان حكم كرد كه درين سنوات نيز نيز مؤلف در هند بسر مىبرده ، چه وى در سال 1015 چنان كه گذشت بتصريح خودش در قاين بوده و اخترى جنابدى را در آنجا ملاقات كرده است ، و اين توضيح ازآنجهت است كه آقاى دكتر نقوى بخلاف اين فهميده و نوشته است كه : « مؤلف از 1010 تا 1025 در هند بوده » و چنان كه گفتيم بسال 1025 هم در تفرش بوده .
رك : تذكرهنويسى فارسى در هند و پاكستان ، ص 164 ص 19 .
( 2 ) - رك : ذيل تذكرهء ابو البقا .