ادبيات تبريز سال هفتم شمارههاى 2 و 3 و 4 درج شد و بعدا جداگانه انتشار يافت .
مؤلف دربارهء خاندان وصال تحقيق دقيق كرده است ، و در ديباچه راجع بكتاب خود چنين توضيح داده است :
« اين رسالهء ناچيز بسال 1318 براى گذراندن شهادتنامهء تاريخ ادبيات فارسى دانشكدهء ادبيات تهيه و بجناب استاد بديع الزمان فروزانفر اهداء شده است .
اين رساله تنها دربارهء وصال و پسران اوست ، و از نوههايش كه آنها هم كم و بيش شاعر بودهاند سخن بميان نيست .
بخش نخست از اصل اين رساله كه تاريخ مختصر فارس است از سال 1197 تا سال 1328 يعنى از سال تولد وصال تا سال مرگ آخرين فرزند او ، پرهيز از اطناب كلام را درينجا حذف مىكنيم .
همهء نسخههاى خطى اشعار و آثار اين خاندان را كه هم در متن و هم در فهرست زير از آنها ياد شده است ، دو تن از نوههاى وصال كه هنگام نوشتن اين رساله هنوز رخت ازين جهان بيرون نكشيده بودند ، يعنى انوشهروانان عشرت و روحانى وصال براى استفاده در اختيار نگارنده گذاشتند ، آفرين و درود فراوان بروانشان باد ، خداشان بيامرزاد ، و از بخشايش مينوى خود برخوردار كناد » .
« نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال 7 ش 2 ص 190 » .
بهطورىكه گفته شد اين كتاب در شرح احوال و آثار وصال شيرازى و شش فرزندش احمد وقار و محمود حكيم و محمد داورى و ابو القاسم فرهنگ و اسماعيل توحيد و عبد الوهاب يزدانى نوشته شده است .
از جملهء نكاتى كه بايد يادآور شد اينست كه مؤلف در صدر آثار چاپ نشدهء وصال كتاب بزم وصال را نام برده و نسخهء منحصر بفرد آن را از روحانى وصال دانسته است ( رك : ص 232 همان شماره ) .
و حال آنكه بزم وصال بسال 1873 م در لكهنو به خط نستعليق بر روى كاغذ كاهى
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 466
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٤٦٦