هرچند فراموشيت آيين شده باشد * يكباره فراموش مكن جانب ما را
فخرى بدعا يافتهام دامن وصلش * سهوست كه گويم اثرى نيست دعا را
* * *
سجده غير از كعبهء كويت نمىشايد مرا * كافرم گر جز برين در سر فرود آيد مرا
جانب بيت الحرم پيمودن را هم چه سود * چون حريم كعبهء كوى تو مىبايد مرا
تا خيالت در دل آمد ، چشم پوشيدم ز خلق * جز بديدارت نخواهم چشم بگشايد مرا
گفت جاى ديگرى زين در نكردى اختيار * چون كنم جاى دگر خاطر نياسايد مرا
فخرى آن مه چند فرمايد كه باشم در هرات * بندهء فرمانم امّا اين نفرمايد مرا