بر در ميخانه حرف خانقه اى شيخ چيست * پيش عشرتگاه كم كن ذكر محنت خانه را
نيست در ميخانه لايق گفتگوى قصر خلد * زانكه هست آب و هواى ديگر اين كاشانه را
دمبهدم در مجلس اى صوفى ترا فرياد چيست * خيز و با رندان گذار اين نعرهء مستانه را
اى اميرى لعل يكدانهفروش و باده نوش * تا بدانى قيمت لعل و مى يكدانه را
« عرفات ، برگ 92 »
اين غزل را كاتب نسخهء عرفات بسيار مغلوط نوشته و بدين صورت صحيح از مجموعهء غزليات شمارهء 439 مجلس نقل كردم ، و اينك دو غزل از همان مجموعه از فخرى هروى :
هست آينهء صنع خدا روى تو ما را * در آينه مىبين ، بنگر صنع خدا را
جايى كه رسيدست كف پاى تو بوسم * چون زهرهء آن نيست كه بوسم كف پا را
گلپيرهنا چون كشمت تنگ در آغوش * كان بخت ميسر نشود غير قبا را
تا پيك صبا كرد طواف سر كويت * در ديده كشم خاك ره پيك صبا را
ما را بجفا هجر برانداخت ، كجايى * اى آنكه برانداختهيى رسم وفا را