صد هزاران فوج روحانگيز جان * از فراز عرش تا تبريزيان
و از طرف مادر نسبش بشارح علوم اولين و آخرين استاد البشر عقل حادى عشر ، خواجهء دريادل خواجه نصير طوسى رضى اللّه عنه مىرسد .
از وفور علم و دانش وراثت حسبى را بر وراثت نسبى افزوده .
بر جناب خواجهء دريادل حكمت نهاد * كه نظيرش را نبيند كس الى يوم القيام
در نسب فرزند جسمانى كشبل من اسد * در حسب فرزند روحانى كعطر من خزام
بالجمله جناب آقا محمد كاظم امين السفرا والد ماجدش كه نتيجهء آيهء شريفهء الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس است ، چون آثار قابليّت و استعداد در فرزند خود مشاهده كرده ، همت بتربيتش گماشته از مكتبش بمدرسه فرستاد تا روز و شب خود را صرف نحو و علوم ديگر سازد ، آنقدر نگذشت كه آن يگانهء آفاق در جميع علوم منفرد و طاق گشت ، چون جفت خود را در علوم رسمى و حكمت و كلام و منطق و اقسام رياضى در مستقبل و ماضى نديد ، از علو همت بتكميل خطوط سبعه پرداخت ، در حسن خط كارش بجايى رسيد كه بزرگان اين فن در حقش گفتند :
اندر قلمت كه بخش كوكب باشد * صد معجزه موجود و مرتب باشد
در پيش تو مير اگر برد دست بكلك * انصاف كه از جهل مركب باشد
غرض خط نسخ بخطوط استادان كشيد ، حتى به صالح و عبد الرشيد ، ثلثش در ربع مسكون منتشر گشت ، ريحانش غبار از دلها زدود ، حسن تعليق تعلّق به او گرفت ، كوفى معزول را خط حكم داد ، محقق شد كه امروز اين پادشاه خط درويش عهدست ، و شفيعاى وقت ، بعد از آن شوقش باشعار و ذوقش بگفتار كشيد ، چون بصفاى ذات و نيكى صفات و حسن افعال و صلاح اعمال و وفور زهد و ورع متصف بود ، باعانت